مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٢٢
به رو شدند ؛ چنان كه خطيب بغدادى ، از سعيد بن عمر برزوعى نقل مى كند : من پيش ابو زرعه رازى بودم كه صحبت از صحيح مسلم و كتاب هاى مشابه آن (صحيح البخارى) به ميان آمد . ابوزرعه گفت : اينها افرادى هستند كه خواستند پيش از وقت ، به رياست برسند ؛ چيزى درست كردند و كتابى تأليف نمودند كه قبل از احراز لياقت به وسيله آن كتاب ، خود را جلوه گر ساختند و مقامى را احراز نمودند . [١] در آن زمان ، بخارى ، بعد از مدّتى اقامت در نيشابور و بخارا ، مجبور شد آن دو شهر را ترك كند ؛ زيرا در آن شهرها به فساد عقيده ، متّهم شده بود و مردم ، بدبينى زيادى نسبت به وى داشتند ؛ به همين دليل ، عدم توجّه به كتاب وى ، جاى هيچ شگفتى اى ندارد . در مورد صحّت انتساب كتاب به وى ، تشكيك هايى شده است ، چنانچه مسلمه گويد : زمانى كه على بن مدينى ـ استاد بخارى ـ كتاب العلل را تأليف نمود ، در حفظ و حراست آن ، اهتمام فراوان مى ورزيد كه مبادا به دست كسى برسد ؛ اتّفاقا چند روز براى سركشى باغ هاى خويش به بيرون شهر رفت . بخارى ، از اين فرصت استفاده كرد و به نزد يكى از فرزندان ابن مدينى آمد و او را به وسيله پول ، تطميع كرد و بر آن واداشت كه العلل را به مدت يك روز ، در اختيار وى قرار دهد تا آن را مطالعه كند . چون كتاب به دست بخارى رسيد ، با عجله و به وسيله چند نفر كاتب ، نسخه اى از روى آن تهيه كردند و اصل كتاب را به فرزند ابن مدينى برگردانيد . پس از بازگشت ابن مدينى ـ كه جلسات درس شروع گرديد ـ ، او متوجّه شد كه هر مطلبى مى گويد ، بخارى ، با گفتار و نظريه خود وى ، بدو پاسخ مى دهد و چون اين موضوع تكرار شد ، به قضيه استنساخ كتاب پى برد و همين جريان ، موجب ناراحتى و اندوه شديد او شد . در اثر همين غم و اندوه ، پس از مدّت كمى ، از دنيا
[١] رجال النجاشى ، ص ٣٧٧ .[٢] علم الحديث و دراية الحديث ، ص ٧٧ .[٣] تاريخ بغداد ، ج ٤ ، ص ٢٧٣ ـ ٢٧٤ ؛ سيرى در صحيحين ، ص ٦٩ .[٤] تهذيب التهذيب ، ص ٤٤ ؛ سيرى در صحيحين ، ص ٧٢ . همچنين در مورد صحّت انتساب التاريخ الكبير به بخارى ، تشكيك شده ، چنان كه افرادى مانند : ابوحاتم و ابوزرعه ، آن را به خود نسبت داده اند (ر.ك : تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام ، ج ١٩ ، ص ٢٥٩ ؛ معجم البلدان ، ج ٣ ، ص ١٢٠ ).