مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣١٧
كتاب اوّل از الكافى كلينى (العقل و الجهل) ، متوجّه مى شويم كه هفتاد درصد روايات آن ، از صادقين عليهماالسلام نقل شده و تنها سى درصد باقى مانده ، از ديگر امامان معصوم عليهم السلام است .
هشت . شمار رجال متّهم و ضعيف
ابن حجر در مقدمه فتح البارى فى شرح صحيح البخارى ، نام بيش از چهارصد نفر از رجال بخارى را كه هر كدام به نوعى ، مورد طعن قرار گرفته اند و رجاليان ، آنان را ضعيف و غير موثّق دانسته اند ، ذكر كرده است . [١] از نكات مهم در مورد رجال روايات اين كتاب و شيوه مؤلّف ، آن است كه بخارى ، صحّت مذهب راويان را براى نقل حديث از آنان ، هر چند به عنوان اصول و در مقام احتجاج ، لازم ندانسته است . از اين رو ، تعداد قابل توجّهى از راويان صدوقى كه وى به نقل احاديث آنان پرداخته ، از منظر اهل سنّت ، متّهم به فساد مذهب (مانند ، تشيّع ، ارجاء و نصب) بوده اند ؛ لكن جز دو تن از آنان ، بقيه ، مبلّغ و دعوت كننده ديگران به فساد مذهب خويش براساس ديدگاه بخارى نبودند [٢] ... و از نظر بسيارى از محدّثان ، نقل روايات از بدعت گذاران غير مبلّغ ، بلامانع است . [٣] در اين جا براى آشنايى بيشتر ، تعدادى از آنان را نام مى بريم :
الف . نواصب [٤]
١ . اسحاق [٥] بن سويد عدوى ؛ ٢ . بهز بن اسد ؛ ٣ . جرير بن عثمان حمصى ؛
[١] هدى السارى : مقدمة فتح البارى فى شرح صحيح البخارى ، ص ٥٤٨ .[٢] فتح المغيث بشرح الفيه الحديث للعراقى ، ج ٢ ، ص ٦٤ ـ ٦٧ .[٣] دانش رجال از ديدگاه اهل سنّت ، ص ٢٠١ .[٤] اينان كسانى اند كه نسبت به امام على عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام ، دشمنى دارند (الروضة البهيّة فى شرح اللمعة الدمشقية ، ج ٢ ، ص ١٨٥) . پس از نامه معاويه به كارگزارانش مبنى بر جعل روايات بر ضد اهل بيت عليهم السلام و نشر آنها در ميان مردم ، راه جعل حديث ، به روى راويان ناصبى ، باز گرديد و تعداد آنان ، رو به فزونى گذاشت (شرح نهج البلاغة ، ج ١١ ، ص ٤٤ ـ ٤٥) تا آن جا كه حدود شصت نفر ، راوى ناصبى ، در ميان رجال صحيح البخارى ، به چشم مى خورند (پژوهشى تطبيقى در احاديث بخارى و كلينى ، ص ١٨١ ؛ پژوهش نامه قرآن و حديث ، ش ١ ، ص ٦٦) .