مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٠٩
كامل ، نام خواهيم برد . ٢ . معناى دوم اين كه : معمولاً براى روات تا به معصوم ، طريق خاصى بوده كه به همان وسائط ، نقل حديث مى كرده اند ؛ بنا بر اين ، چنانچه به غير طريق مزبور ، روايتى نقل كنند ، آن را «نوادر» نامند . به نظر مى رسد كه معناى دوم ، اصطلاح روات و اصحاب ائمه باشد ؛ در حالى كه در مجامع حديث ، به معناى اوّل آمده است . [١] علّامه مامقانى ، در مورد نوادر مى گويد : اين كه برخى فكر كرده اند كه مقصود از نوادر ، حديثى است كه روايت آن ، كم است و عمل به آن ، به ندرت حاصل مى شود ، يك اشتباه است و منشأ آن ، خلط بين نوادر و حديث شاذ است . لذا برخى از روايات در باب نوادر ، شيوع روايى و عملى دارند ؛ از اين جهت ، حديثى كه در باب نوادر آمده ، چه بسا مورد توجّه هم بوده است . لذا كتاب نوادر الحكمة از محمّد بن احمد بن يحيى اشعرى ، در مورد مدح و اعتماد بوده است و صدوق و ديگران ، آن را مدح نموده اند . [٢] امّا در صحيح البخارى ، احاديث زيادى وجود دارند كه نشان مى دهند نويسنده ، در چينش آنها اشتباه كرده است . او مى توانست ، مانند كلينى ، آن احاديث را تحت عنوان نوادر يا هر عنوان ديگرى بياورد . در اين جا نادر و نوادرهاى الكافى را به طور كامل ، بيان مى كنيم :
[١] ر.ك : علم الحديث ودراية الحديث ، ص ٢٢١ .[٢] مقباس الهداية فى علم الدراية ، ج ٣ ، ص ٣١ ؛ علم الحديث ، ص ١٨٢ .