مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٨٥
در حالى كه كلينى از افراد متعدّد ديگر ، در شهرهاى مختلف ، نقل حديث نموده و همه روايات الكافى الزاما از طريق ملاقات حضورى نويسنده با راويان فراهم نيامده اند و تنها نقل حديث از يك شخصيّت ، نمى تواند خطرى براى او فراهم آورد. از اين روى ، به نظر مى رسد كه براى پاسخ به اين سؤال ، بايد به دنبال فرضيه هاى ديگرى باشيم . يكى از اين فرضيه ها مى تواند اين باشد كه نوّاب اربعه در جامعه شيعى آن دوره ، بيش از آن كه شخصيّتى علمى به شمار آيند، در مواردى كه نياز بود ، شخصيّتى اجرايى براى ارتباط با امام زمان عليه السلام ، شناخته مى شدند . لذا شيعيان ، عمدتا براى حلّ مشكلات دشوار و غير طبيعى ، به ايشان مراجعه مى نمودند و به ندرت ، جهت سؤال شرعى ، يا استماع حديث به آنان رجوع مى كردند ؛ گويا شيعيان از دوره پايانى غيبت صغرا ، به اين مسئله عادت كرده بودند كه نيازهاى دينى و مذهبى خود را بايد از طريق مراجعه به عالمان و فقيهان و راويان حديث حل نمايند . لذا در متون روايى معاصر با كلينى نيز روايات چندانى از نوّاب ، نقل نشده است . [١] بنا بر اين ، سؤال مذكور ، اساسا بى مورد است . نكته مهمّ ديگر آن است كه كلينى ، عمده روايات خود را ـ همان گونه كه خواهيم گفت ـ از طريق تداول كتبى و نه شفاهى صِرفْ نقل نموده است . لذا افرادى كه از آنها نقل حديث مى كند ، همگى از اصحاب تأليفات در بين شيعه بودند؛ اين ، در حالى است كه نوّاب اربعه ، تأليفات حديثى نداشته اند . [٢]
[١] براى نمونه ، در كتاب من لا يحضره الفقيه ، تنها چهار روايت ، آن هم از كتاب ابوالعباس حميرى از طريق محمّد بن عثمان عمرى از امام حسن عسكرى عليه السلام نقل شده است و البته كلينى نيز يك روايت از همين منبع نقل نموده كه در واقع ، گفتگويى بين حميرى و عمرى است ، نه روايتى منقول از امام عسكرى عليه السلام از طريق عمرى . ر. ك : الكافى ، ج ١ ، ص ٣٣٠ .[٢] تنها اثر مذكور در منابع رجالى ، رساله اى از ابوالعباس حميرى است كه حاوى پرسش و پاسخ هايى است كه وى از طريق محمّد بن عثمان عمرى ، از امام عسكرى عليه السلام سؤال نموده و پاسخ آن را گرفته است و البته نگارش آن نيز از شخص حميرى بوده و عمرى ، تنها نقش واسطه را ايفا نموده است. ر . ك: رجال النجاشى ، ص ٢٢٠ .