مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٥
سه گزارش ديگر هست كه مى توانند ارزشمندتر باشند. نخست آن كه نجاشى در نمايه نگاشته هاى مفضل بن عمر مى نويسد: «له كتاب ما افترض اللّه على الجوارح من الإيمان و هو كتاب الإيمان و الإسلام» [١] كه نام اين كتاب ، به روشنى با نام يكى دو باب از باب هاى كتاب الإيمان بسيار نزديك است. [٢] گرچه جاى اين پرسش هست كه چرا در ابواب مربوط به رابطه جوارح با ايمان و اسلام ، هيچ روايتى از مفضل به چشم نمى خورد؟ نمونه دوم كتاب «درجات الإيمان و وجوه الكفر» از بكر بن صالح رازى است كه شيخ در فهرست خود از آن ياد كرده است. [٣] چندان تصادفى نمى نمايد كه كلينى ، نام بابى از باب هاى كتاب الإيمان را باب «درجات الإيمان» نهاده است. كلينى در باب «إنّ الإيمان مثبوت لجوارح البدن» ، نخستين روايت را ـ كه از قضا ، بسيار درازدامن نيز هست ـ با اين سند از بكر ، گزارش كرده است: «على بن ابراهيم عن أبيه عن بكر بن صالح عن القاسم بريد قال: ...» . حديث هفتم اين باب نيز با حديث بكر در واژگان و معانى ، يكسر همانند است و تنها تفاوت آن ، يكى در سند آن است كه نام بكر در آن نيست و ديگر در حجم آن كه تقريبا يك ششم حديث بكر است . كلينى در باب پسين ، يعنى باب «السبق إلى الإيمان» ، بار ديگر همان روايت طولانى بكر را با همان سند ، گزارش كرده است ، با اين تفاوت كه متن آن ، كوتاه تر از روايت اصلى است . اين ، بدان معناست كه وى بخش هايى از آن روايت را در اين جا تقطيع نموده است. گفتنى است كه اين روايت ، تنها روايت باب «السبق إلى الإيمان» است. بدين سان ، مى توان گفت كه كلينى ، هم در گزينش نام برخى از باب هاى كتاب الإيمان و الكفر و هم در گزينش روايتى كه با آن ، باب ها هماهنگ بوده ، از كتاب بكر
[١] همان، ش ١١١٢ .[٢] براى نمونه با عنوان باب: «فى أنّ الإيمان مبثوث لجوارح البدن كلّها» .[٣] الفهرست ، طوسى، ش ١٢٧ .