مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٤٣
نظريات متقارب و متفاوت سه جريان اصلى كلامى معتزله، اشاعره و اماميه را با استفاده از روايات الكافى ، تحليل و بررسى كرده است [١] كه نشان مى دهد كلينى ، اثر خود را ناظر به جريان هاى زمان خود تدوين كرده و در صدد اصلاح پاره اى نادرستى ها و ناراستى هاى عقيدتى بوده است. يك موضوع اساسى و مهم را در اين ميان نبايد ناديده گذاشت و گذشت، و آن همانا نكته اى است مربوط به قرآن كريم. آنچه در روايات الكافى در باره قرآن آمده و گويى به گونه اى ناظر به دست كارى در قرآن موجود است و كسانى را هم از موافقان و مخالفان، به اشتباه انداخته، [٢] با آنچه وى در مقدّمه كتاب به آن تصريح مى كند ، سازگار نيست. اين ملاك محكمى كه وى آن برادر را به آن ارجاع داده تا روايت را با آن بسنجد، فصل الخطاب كلام است و اگر كلينى ، نظرى جز اين در باره قرآن داشت، چنين فصل الخطابى را هرگز براى وى معرّفى نمى كرد و همان كژراهه اى را كه برخى طى كرده اند ، معرّفى مى كرد. وى خطاب به آن برادر مؤمنِ درخواست كننده كتابى براى فهم درست دينش، نوشته است: فاعلم يا اخى ـ أرشدك اللّه ـ لا يسع احداً تمييز مما اختلف الرواية فيه عن العلماء برأيه، إلّا ما أطلقه العالم بقوله عليه السلام : أعرضوها على كتاب اللّه ، فما وافى كتاب اللّه عز و جلفخذوه و ما خالف كتاب اللّه ، فردّوه ؛ [٣] اى برادر ـ كه خداوند تو را هدايت كند ـ بدان كه هيچ كس از علما نمى تواند با نظر خود ، اختلاف روايات را تمييز دهد، جز آنچه امام در اطلاق فرموده خود گفته است كه: روايات را بر كتاب خدا عرضه نماييد، هر آنچه با كتاب خداى عز و جلسازگار بود، آن را بگيريد و هر چه كه ناسازگار بود، قبولش نكنيد. بايد گفت كه اثرگذارى الكافى در باورهاى پيروان اهل بيت عز و جل ، چنان بوده كه پاره اى
[١] ر . ك : الكلينى و الكافى، ص ٣١٥ ـ ٣٤٧.[٢] براى نمونه، ر . ك : الكافى، ج١، ص٤١٤، ٤٢٣ و ٤٢٤ .[٣] الكافى ، ج ١، ص ٨ (مقدّمه) .