مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٣٣
اعتدال خارج شدند و تندروى پيشه كردند. اين افراط ـ كه از دوستى اهل بيت عليهم السلام آغاز شده بود ـ ، به تدريج رشد كرد و به غلوّ تبديل شد و از جاده مستقيم بيرون رفت و سرانجام با برخورد ائمّه عليهم السلام مواجه گرديد . جريان غلوّ كه از دوران حكومت امام على عليه السلام و در ستيز با مخالفانْ آغاز شده بود، گسترده شد و در هر دوره اى ، خود را به گونه اى به نمايش گذاشت. در دوران امامت امام صادق عليه السلام ، ماجرا به شكل تفويض رخ نمود و چنان فرا رفت كه مفوّضه ، مدّعى دو نبىّ ناطق (محمّد) و صامت (على) و الوهيت خدا در آسمان و الوهيت در زمين شدند. [١] اين باور ، در اواسط قرن دوم پيدا شد و رواج پيدا كرد ؛ امّا در اواسط قرن چهارم ، از سوى محمّد بن نصير نميريه ـ از علماى بصره ـ ، بازسازى شد كه به نام «نُصيرى» معروف شد. اينان معتقد به تجلىّ خدا به صورت ائمّه و نطق خدا با زبان آنان و اخذ خدا به دست آنان بودند . [٢] روشن است كه اين گروه در زمان كلينى نيز وجود داشتند . نفى غلوّ در احاديث نقل شده در الكافى ، ناظر به اين جريان فكرى است. كلينى ، بابى را براى تفسير درست تفويض اختصاص داد تا آن خطاى انجام شده را تصحيح نمايد. او ، عنوان باب مربوط به تفويض را چنين انتخاب كرده است: «امور دين ، به پيامبر و امامان واگذار شده است» . [٣]
٥. در حال تقيّه زيستن
از جمله بحران هاى پيش رو براى شيعه، در حال تقيّه و خفا زيستن به دليل فشارهاى زياد بود و به تدريج به عاملى بدل شد كه بعضى از شيعيان را از باورهايشان
[١] رجال الكشى ، ص ٣٠٤؛ فرق الشيعة ، ص ٥٩. مفوضه ، با برداشتى نادرست از آيه «وَ هُوَ الَّذِى فِى السَّمَآءِ إِلَـهٌ وَ فِى الْأَرْضِ إِلَـهٌ» (زخرف، ٨٤) به چنين برداشت نادرستى از مقام الوهيت رسيدند.[٢] الملل و النحل، ج١، ص ١٨٩.[٣] الكافى، ج١، ص ٢٦٥ ـ ٢٦٨.