مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٣١
اينان به جنوب بغداد لشكركشى هايى كردند و بصره و كوفه را تاراج نمودند. در يك لشكركشى اى كه به فرماندهى ابوطاهر ـ جوان ترين پسر بنيادگذار دولت قرمطى ـ ، به مكّه هم انجام شد، مكّه را تاراج كردند و حجر الأسود را نيز از جاى خود در خانه كعبه ، كندند و با خود بردند. [١] اين گروه ، در برابر حكومت هاى وقت هم ساكت نبودند و درگيرى نظامى گسترده اى به وجود مى آوردند و در اين ميان، خون هاى بى گناهان زيادى ريخته مى شد. به دليل اشتراكات قرمطيان با شيعيان، شيعيان نيز به مخاطره مى افتادند و شمشير حاكمان ، آنها را نيز نشانه مى گرفت. ردّيه نويسى كلينى بر قرامطه در آن زمان كه قدرت كمى هم نداشتند، و اسماعيليان كه رشد زيادى داشتند، حايز توجّه و اهميت است و مى توانست اين خطر را از شيعيان دور كند. اين كشمكش و جدال فرقه اى ، شايد همانى باشد كه كلينى در مقدّمه كتابش پس از طرح كردن ضرورت كسب آگاهى از دين و ورود عالمانه به آن، و اخذ دين از كتاب و سنّت و نه از دهان مردم، به آن شاره كرده و نوشته است: و لهذه العلّة انبعثت على دهرنا بثوق هذه الأديان الفاسدة و المذاهب المستشّعة التى قد استوفت شرائط الكفر و الشرك كلّها ؛ [٢] به همين جهت است كه در روزگار ما، دين هاى فاسد و مذهب هاى زشتى پديد آمده اند كه شرايط كفر و شرك را دارند . مشكل چنين گروه هايى ، تنها قدرت طلبى و حكومت خواهى نبود ؛ بلكه آنچه انجام مى دادند ، به نام دين انجام مى گرفت، و اين براى باورهاى دينى ، آزاردهنده بود و همانند سم مهلك به شمار مى رفت. انشعابات فرقه اى ، تنها جدا شدن يك گروه ، از عموم مسلمانان و يا از فرقه دينى نبود ؛ بلكه به مثابه تأسيس يك حزب عقيدتى ـ
[١] فرقه هاى اسلامى، ص ١٥٤.[٢] الكافى ، ج ١، ص ٧ (مقدّمه) .