مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٢٨
دوران امام عسكرى عليه السلام مشكل دو چندان شد، و نامشخص ماندن تولّد امام پس از امام عسكرى، به دليل محرمانه بودن، مسئله امامت را با مشكل جديدى رو به رو كرد. اين ماجرا ، كار را براى معتقدان به امامت ، پيچيده تر كرد ، به گونه اى كه به گفته نعمانى (م ٣٨٠ ق) شيعيان هنگام غيبت ، چنان دچار تفرقه و پراكندگى مى شوند كه جز گروه اندكى ، كسى در راه حق نمى مانَد . [١] به هر حال، بحران امامت ، تا قرن سوم ادامه يافت و در دوران غيبت ، به اوج رسيد و موجب سردرگمى فراوانى شد. پُر پيداست كه پيدايش اين جريان ها، از روشن نبودن موضوع امامت و تدوام آن و چگونگى مهدويت و شخص آن، و هويدا نبودن ابعاد باورهاى دينى و احكام عملى ، بوده است.
٣. بحران انشعاب و ترديد در حقانيت
يك واقعيت تاريخى انكارناپذير مى گويد كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، امّت او به فرقه هاى گوناگون منشعب شدند. اين واقعيت تاريخى را روايت مشهورى نيز كه در كتاب هاى حديثى آمده و در آن ، پيامبر صلى الله عليه و آله آينده امّت را پيشگويى كرده ( ستفترق امّتى على ثلاث و سبعين فرقة ) [٢] ـ چه آن را بپذيريم و چه نپذيريم و چه در عدد آن ترديد داشته باشيم و چه نداشته باشيم ـ تأييد مى كند. فرقه هاى اسلامى اى كه با درگذشت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آغاز شدند، گاه چنان از يكديگر فاصله گرفتند كه ديگر فرقه ها، آنها را به
[١] فرق الشيعة ، ص ٩٠ ـ ٩٢ .[٢] مانند آنچه در باره امام صادق عليه السلام اتفاق افتاد . در اين خصوص ، ر . ك : الكافى، ج ١ ، ص ٣١٠ ، كه ماجراى فرمان منصور به گردن زدن وصى امام صادق عليه السلام را گزارش كرده است .[٣] مانند آنچه در مورد اسماعيل ، پسر بزرگ امام صادق عليه السلام ـ كه در حيات آن حضرت از دنيا رفت ـ ، اتّفاق افتاد وجمعى از شيعيان به امامت او قائل شدند. در اين باره ر.ك : فرق الشيعة ، ص ٦٧ .[٤] اسماعيل و محمّد .[٥] مانند ماجراى ترديد عمر بن رياح در امامت امام باقر عليه السلام به خاطر دوگانگى جواب آن حضرت در باره سؤالى . ( ر.ك : رجال ابن داود ، ص ٢٦٤ ) .[٦] مانند ماجراى هشام و صاحب الطاق در مدينه پس از درگذشت امام صادق عليه السلام . ( ر.ك : الكافى، ج ١ ، ص٣٥١ ـ ٣٥٢ ) .[٧] تصحيح اعتقادات الإمامية ، ص ١٣٥ ـ ١٣٦... . و ينزلون الأئمّة عن مراتبهم و يزعمون انّهم لا يعرفون كثيرا من الأحكام الدينية .[٨] الفوائد الرجالية، ج ٣ ، ص ١٨٧ .[٩] ر . ك : فرق الشيعة، موضوع مهدويت محمّد حنفية ( ص ٢٧ ) ، مهدويت محمّد بن عبد اللّه بن حسن پس از درگذشت امام باقر عليه السلام (ص ٦٢)، مهدويت امام صادق عليه السلام پس از درگذشت ايشان (ص ٦٧)، قول به مهدى بودن امام كاظم عليه السلام (ص ٨٠)، قول به مهدويت محمّد، پسر امام دهم (ص ٩٤)،قول به مهدويت امام عسكرى عليه السلام (ص ٩٦ و ٩٧)، بويژه با توجّه به اين كه پسر امام عسكرى عليه السلام شناخته نبود، و قائلان به امامت، جهان را بدون امام نمى دانستند . از پاره اى از روايات الكافى بر مى آيد كه قول به مهدى بودن امام پنجم هم وجود داشته و ايشان به صراحت آن را نفى كرده است : « و اللّه ما أنا بصاحبكم » ( الكافى، ج ١ ، ص٣٤٢ ) .[١٠] الغيبة، ص ٢٠٩.[١١] وسائل الشيعة ، ج ١٨، ص ٣١، ح ٣٢١٦٤ . اين روايت بر اساس گزارش كلينى ، اين گونه است : « وتفرقت هذه الاُمّة بعد نبيّها ...» ( الكافى، ج ٨، ص ٢٢٤) .[١٢] مقالات الإسلاميين، ص ٩٠ - ١٠٥.[١٣] گرايش ها و مذاهب اسلامى، ص ١٢٧.[١٤] فرق الشيعة ، ص ٩٦ - ١١٢.[١٥] جعفريه يا طاحنيه.[١٦] فرق الشيعة، ص ٦٦.[١٧] همان، ص ٧٩.[١٨] همان، ص ٨٥.[١٩] همان، ص ٩٦.[٢٠] مروج الذهب، ج ٤ ، ص ١١٢.[٢١] نام اين گروه ، از حمدان بن اشعث ، ملقّب به قرمط، گرفته شده است. اينان ، دعوت به باطنى گرى مى كردند و روزهاى نوروز و مهرگان را روزه مى گرفتند و بيت المقدس را قبله قرار داده بودند. آنان براى ريشه كن كردن فقر و نياز، اموال روستاها را جمع و ميان همگان تقسيم مى كردند و تكاليف شرعى را برداشتند و خون و مال مخالفان را حلال اعلام كردند . به مدت ٢٢ سال ، حجر الأسود را از كعبه جداكردند وبه كوفه بردند. براى اطّلاعات بيشتر ، ر . ك : الجامع فى أخبار القرامطة فى الإحساء .[٢٢] ر.ك : دائرة المعارف فارسى، ج ٢، ص ٢٥٢٦ ـ ٢٥٢٧ .[٢٣] الكامل، ج٦، ص ١٠٦.[٢٤] فرقه هاى اسلامى، ص ١٥٤.[٢٥] الكافى ، ج ١، ص ٧ (مقدّمه) .[٢٦] الفصول المختارة، ص ٣٢١.