مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٢٣
شگفت را اظهار كرده است. گفتنى است كه اين احتمال هم وجود دارد كه زياده روى وى در اظهارنظرهايى از اين دست، چه بسا باعث شده كه چنين حرف هايى را براى هجو و تنقيص او بسازند. و خدا داناست! به تدريج ، اين رأى پردازى و اجتهاد، چنان توسعه چشمگير يافت كه نصّ را هم تحت تأثير قرار داد و از آن عبور كرد. اندك اندك، دو گروه « اصحاب الرأى» يا « اصحاب أرأيت » و « اصحاب اثر » ، پديد آمدند كه در چگونگى فهم دين و استنباط احكام، رو در رو قرار گرفتند [١] و از سوى اصحاب اثر (حنبليان و شافعيان) ، در برابر اصحاب رأى ، مقاومت هايى صورت مى گرفت. [٢] رشد جريان اجتهاد و رأى چنان بود كه در ميان همه فرقه ها ، كم و بيش رواج يافت، و چون قاعده مند نشده بود، مشكل آفرين نيز بود. اين روش ، در ميان امامى مذهبان هم رواج داشت [٣] و اين در حالى بود كه هنوز امامان شيعه زنده بودند. چنين اجتهادى كه با قياس و استحسان صورت مى گرفت، به باور معتقدان به روش و منش اهل بيت عليهم السلام ، همانند موريانه ، درخت استنباط درست را از درون مى خورد و آن را تهى مى كرد، و اين، آن چيزى نبود كه دين در پى اش بود. اخبار دال بر ذمّ اجتهاد ، نشان دهنده اين است كه اين آفت، چنان بزرگ بود كه امامان را به موضعگيرى واداشته بود. باز شدن دست متفقّهان و يا فقيهان و حتى
[١] ر . ك : دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٦ ، ص ٦٠٠ ( مقاله «اجتهاد» ، نوشته احمد پاكتچى ) .[٢] همان، ص ٦٠١ .[٣] ر . ك : الاستبصار ، ج ٣، ص ٢٧١ ـ ٢٧٢ : در موضوع يك طلاق و جدا شدن كامل زن ازشوهر با تمام شدن عده، و ازدواج وى با مردى ديگر و طلاق گرفتن از وى و ازدواج مجدّد با شوهر نخستش، و اين كه با فاصله افتادن ميان ازدواج اوّل و دوم، آيا طلاق اوّل را مى توان طلاق به حساب آورد كه اگر مرد اين زن را سه بار طلاق دهد، نياز به محلّل داشته باشد يا خير؟ رفاع ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه آرى، اين ازدواج ، طلاق اوّل را كان لم يكن مى كند. بعد ، سماعه نقل مى كند كه موضوع را با عبد اللّه بن بكير در ميان گذاشتم، گفت: طلاق به حساب مى آيد، و به وى يادآورى هم كردم كه رفاع ، روايتى در اين باره دارد، وى گفت: لا ، هذا ممّا رزق اللّه من الرأى .