مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢١٩
اين اصطلاح، تاريخ پر فراز و نشيبى دارد و قبض و بسط هاى فراوانى يافته است. در تاريخ فهم نصوص اسلامى، اجتهاد، برابر رأى است و گويى بعدها جاى خود را به رأى داده است. در گزارش هاى تاريخى ، اين واقعيت منعكس شده كه «عمل به رأى» ، از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز شده، آن جا كه پيامبر، معاذ بن جبل را راهىِ يمن كرد و در همان زمان كه از وى پرسيد : « اگر براى حل دعوايى، به تو مراجعه شود، چه مى كنى ؟ » وى جواب داد : بر اساس كتاب خدا داورى مى كنم. پيامبر پرسيد: «اگر حكم آن در كتاب خدا نبود، چه مى كنى ؟ » . جواب داد: بر اساس سنّت پيامبر خدا عمل مى كنم. پيامبر ، بار ديگر از او پرسيد : « اگر در سنّت پيامبر خدا هم نبود ، چه مى كنى » . وى جواب داد : بر اساس اجتهاد و رأيم داورى مى كنم و كوتاهى نمى كنم. پيامبر صلى الله عليه و آله رضايت خويش را از گفته معاذ چنين اعلام كرد: « الحمد للّه الذى وفّق رسول اللّه لما يرضى رسول اللّه ». [١] اين كار، البته كار مباركى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز كرد و هم زمان نشان داد كه دين، نه براى تعطيلى عقل و نه براى در انحصار گرفتن همه چيز است. گويى بر اساس اين گفته، پذيرفته است كه ممكن است دين در همه عرصه ها حكمى نكرده باشد و عقل را داور قرار دهد. در يك سند ، بر اساس آنچه دارقطنى (م ٣٨٥ ق) از خليفه دوم نقل كرده، آمده كه وى به ابوموسى اشعرى نوشت : الفهم الفهم فى ما يختلج فى صدرك مما لم يبلغك فى الكتاب أو السنّة، أعرف الأمثال و الأشباه ثمّ قس الأمور عند ذلك فاعمد إلى أحبّها عند اللّه ؛ [٢]
[١] مسند أحمد، ج٥، ص ٢٣٠ و ٢٤٢ و ج ٥ ، ص ٢٣٠ .[٢] سنن الدارقطنى، ج ٤، ص ١٣٢.