مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢١٣
حكم را در حق آن كتابْ روا دانسته است. آية اللّه خويى (م ١٤١١ ق) هم در كتابش آورده كه از استادش محقّق نائينى (م ١٣٥٥ ق) در مجلس درس ايشان شنيده كه وى در باره اسناد الكافى گفته است : المناقشة في اسناد الكافى ، حرفة العاجز . [١] نفوذ اين كتاب در ذهن ها چنان است كه از آن به «معتبرترين كتاب، پس از قرآن» ياد شده است. [٢] امّا عبد الرسول غفّار، پس از بررسى اقوال مربوط به صحّت و يا عدم صحّت همه روايات الكافى، و اين كه الكافى به امام معصوم عرضه شده و يا نشده، با طرح عدم وجود دليلى داير بر عرضه الكافى بر امام معصوم، اين نظر را مطرح مى كند كه برخى بر اين نظر متمايل اند كه بخش هايى از اين كتاب به امام معصوم عرضه شده است. [٣] هر چند وى بر اين تمايل، دليلى اقامه نمى كند، امّا از مطرح كردن و سكوتش در باره آن، گويى آن را به ديده قبول اظهار كرده است. مجلسى هم در بحث اعتبار كتاب، به صراحت مى نويسد: أمّا جزم بعض المجازفين بكون جميع الكافى معروضاً على القائم عليه السلام لكونه في بلدة السفراء فلا يخفى ما فيه على ذى لبّ ؛ [٤] امّا نظر گزافه گويانى داير بر اين كه كتاب الكافى بر حضرت قائم عرضه شده، با اين دليل كه كلينى در شهر سفيران امام مى زيسته، بى دليل است و بر هيچ عاقلى پنهان نيست. هر چه از دوران كلينى و كتابش زمان بيشترى سپرى شده، درخشش وى بيشتر و بيشتر شده تا در هزاره پس از هجرت، و در دوران سلسله صفويان در ايران، كلينى از
[١] معجم رجال الحديث، ص ٨٢.[٢] ترجمه و شرح اُصول الكافى ، مصطفوى ، ج ١، ص ٤ (مقدّمه) .[٣] الكلينى و الكافى ، ص ٣٩٧ .[٤] مرآة العقول ، ج١، ص ٢٢ .