مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢١١
كتاب الكافى ، عمده كتب احاديث اهل البيت عليهم السلام است و مصنّف آن، ابوجعفر محمّد بن يعقوب بن اسحاق الرازى الكلينى،... آن را در بيست سال تصنيف كرده و در زمان غيبت حضرت صاحب زمان ... . محمّد بن يعقوب در بغداد نزديك سفرا بوده ... پس مى تواند بود كه اين كتاب مبارك ، به نظر اصلاح آن حجّت خداى تعالى رسيده باشد. و اللّه اعلم ! [١] مؤلّف رياض العلماء نقل كرده كه ملّا خليل غازى قزوينى ، معتقد بوده كه الكافى به معصوم عرضه شده و ايشان كتاب را تأييد كرده و بلكه بالاتر، اين كه روايات بى سند اين كتاب، به نقل مستقيم از امام است: انّ الكافى بأجمعه ، قد شاهده الصاحب عليه السلام و إستحسنه و ان كلّ ما وقع فيه بلفظ روى، فهو مروى عن الصاحب عليه السلام بلا واسطة، و انّ جميع اخباره واجب العمل بها، حتى انّه ليس فيه خبر للتقيّة و نحوها، و انّ الروضة ، ليس من تأليف الكافى بل هو من تأليف ابن ادريس ؛ [٢] همه الكافى را حضرت صاحب عليه السلام ديده و آن را ستوده و هر چه به صورت « رُوِىَ » در آن آمده، از حضرت صاحب بدون واسطه نقل شده است. همه اخبار الكافى ، درست و عمل به آنها واجب است تا جايى كه هيچ خبر تقيّه اى و شبيه آن، در آن وجود ندارد. الروضه ، از كلينى نيست ؛ بلكه از نوشته هاى ابن ادريس است . اين نوشته افندى (م ١١٣٤ ق) ، در دو كتاب الشافى و الصافى ملّا خليل قزوينى نيست و ملّا خليل ، در جايى خلاف اين گفته را نوشته است: و هذا ممّا يبطل قول من قال : انّ كلّ رواية فى الكافى و نحوه معلوم الصدور عن المعصوم. [٣] و بنا بر اين، مشخص نيست كه افندى ، حرف خود را از چه منبعى گرفته و چگونه اين ادّعا را استنباط كرده است!
[١] الصافى، ورق ٤ (مقدمه مؤلّف) .[٢] رياض العلماء، ج٢ ص ٢٦١ و ٢٦٢.[٣] الصافى، شرح حديث ١٠ (باب اختلاف الحديث كتاب العلم) ؛ الكافى، ج١، ص ٦٧ .