مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٤٥
الحِيَل» و پيش از «كتاب الفِتَن» جاى دارد . موضوع «كتاب الحيل» گفتگو از به كار بردن برخى حيله هاى شرعى و غيرشرعى در احكام فقهى و جز آن است. موضوع «كتاب التعبير» ، تعبير خواب و چند و چون آن است و موضوع «كتاب الفتن» ، فتنه هايى است كه در روزگاران مختلف به وقوع مى پيوندد و چگونگى برخورد با آنها. حال بايد پرسيد كه ارتباط «كتاب التعبير» با اين دو كتاب چگونه است؟ البته برخى ـ از جمله بلقينى كه برخى از سخنان وى را پيش از اين آورديم ـ تلاش فراوان كرده اند تا چينش كنونى كتاب ها و ابواب بخارى را به گونه اى توجيه كنند و تناسب هايى ميان كتاب ها و ابواب بخارى به دست دهند ؛ ولى كسى كه با روش علمى بخش بندى كتاب و شرايط آن آشنا باشد ، اين گونه سخنان را نمى پذيرد و شايد به ياد آن شعر شاعر عرب افتد كه: «ما هكذا تورَدُ يا سعدُ الإبلُ». ٤. عدم وجود مقدّمه كه پيش از اين نيز در اين خصوص ، توضيح داده شد . ٥. عدم تناسب بسيارى از ابواب با عنوان كتاب بجز نمونه هايى كه پيش از اين بدان ها اشاره كرديم ـ و اندكى از بسيار بود ـ يك نمونه ديگر را ياد مى كنيم و مى گذريم. در «كتاب الحيل» ، بابى با نام «باب فى الصلاة» هست كه تنها اين حديث در آن گزارش شده است: «لا يقبل اللّه صلاة أحدكم إذا أحدث حتّى يتوضّأ» . [١] اكنون آيا جاى اين پرسش نيست كه ارتباط اين باب با «كتاب الحيل» در چيست؟ ٦. در كتاب بخارى ، بخش هايى با نام «أبواب...» وجود دارند كه قاعدتا بايد بخشى از كتاب پيشين باشند ؛ زيرا روش نويسندگان كهن ، آن بوده است كه نگاشته خود را به كتاب ها و هر كتاب را نيز به باب هايى تقسيم مى كردند . حال اگر دسته اى از ابواب وجود داشت كه موضوع آنها با موضوع كتاب ارتباط داشت ، ولى تعداد آنها فراوان و موضوع آنها نيز خود موضوع مهمّى به شمار مى آمد ، اين گونه باب ها را زير عنوان
[١] هدى السارى (مقدمة فتح البارى)، ص ١٢.[٢] صحيح البخارى بشرح الكرمانى، ج ١، ص ١٤.[٣] هدى السارى، ص ٦٦٠.[٤] ابوحفص عمر بن رسلان بُلقينى ، از فقيهان و محدّثان و قاضيان مصر در سده هشتم بود كه به سال ٨٠٥ ق، در قاهره درگذشت . وى بيانى درباره مناسبت هاى كتاب ها و ابواب صحيح البخارى دارد كه ابن حجر، گزيده آن را در هدى السارى آورده است. براى شرح حال وى ، ر . ك : دانش نامه جهان اسلام، ج٤، ص ٧٨ .[٥] هدى السارى، ص ٦٦٢.[٦] همان جا .[٧] الكافى، ج ٣، ص ٢٧٦ (باب چهارم) .[٨] همان، ص ٣٠٥ (باب هجدهم) .[٩] صحيح البخارى، ص ١٥٩.[١٠] همان، ص ١٧٩.[١١] الكافى، ج ٣، ص ٤٤١.[١٢] «كتاب الصلاة» در چاپ مورد استفاده ما در صفحه ٨٨ پايان مى گيرد و «كتاب السهو» از صفحه ١٩٥ آغاز مى شود.[١٣] الكافى، ج ٣، ص ٣٤٩ ـ ٣٦٤.[١٤] قس : صحيح البخارى، ص ٢٩١ ، با الكافى، ج ٤، ص ٣٧٥.[١٥] الكافى، ج ٥، ص ٥٠٩.[١٦] صحيح البخارى، ص ١٠٢٠.[١٧] همان، ص ١٢٤٤.[١٨] هدى السارى، ص ٦٦٣.[١٩] صحيح البخارى، ص ١٢٤٧ . پيش از آن «كتاب التمنّى» و پس از آن «كتاب الاعتصام بالكتاب و السنّة» آمده است.[٢٠] سوره احزاب، آيه ٥٣.[٢١] هدى السارى، ص ٦٦٣.[٢٢] حتّى اگر توجيه بلقينى را نيز بپذيريم ، تنها ارتباط «كتاب أخبار الآحاد» با «كتاب الأحكام» ـ كه دو كتاب ، پيش از آن است ـ ، درست مى گردد ؛ ولى ارتباط آن با «كتاب التمنّى» همچنان در پرده اى از ابهام و نامعلوم است.[٢٣] هدى السارى، ص ٦٦٤.[٢٤] صحيح البخارى، ص ١١٣.[٢٥] همان، ص ١٢٣.[٢٦] همان، ص ١٣٠.[٢٧] همان، ص ١٣٥.[٢٨] همان، ص ١١٩.[٢٩] همان، ص ٥٥١ .[٣٠] سوره آل عمران، آيه ٤٥ ـ ٤٧.[٣١] صحيح البخارى ، ص ٥٧٨.[٣٢] هدى السارى، ص ٦٦٢.[٣٣] ر . ك : صحيح البخارى، ص ٦٣٤ ـ ٦٦٦.[٣٤] همان، ص ٤٠٥.[٣٥] همان، ص ٣٩٠.[٣٦] همان، ص ٣٥٩.[٣٧] الكافى، ج ٥، ص ٢٣٤.[٣٨] همان، ص ٢٨٠ و ١٣٩.[٣٩] صحيح البخارى، ص ١١٩٩.[٤٠] الكافى، ج ٤، ص ١٢٧.[٤١] همان، ص ٣٧٥.[٤٢] موضوع «كتاب العيدين» ، واجبات و مستحبّات و آداب روز عيد فطر و عيد قربان است .[٤٣] سوره مريم، آيه ١٦.[٤٤] صحيح البخارى، ص ٥٨٠.[٤٥] سوره حجر، آيه ٦١ و ٦٢.[٤٦] صحيح البخارى، ص ٥٦٦ . نيز ر . ك : ص ٥٥٥.[٤٧] همان، ص ٦٣٢.[٤٨] إرشاد السارى ، ج ١، ص ٤٠.[٤٩] همان، ج ١، ص ٤١.[٥٠] بررسى تطبيقى و تحليلى صحيح بخارى و كتاب كافى، ص ١٦٦.[٥١] هدى السارى، ص ١٠.[٥٢] برپايه جستجوى ما در برنامه كامپيوترى «مكتبة أهل البيت عليهم السلام » عبارت: «قوله تعالى» در صحيح البخارى ـ چاپ استفاده شده در اين برنامه كه با چاپ ما تفاوت دارد ـ ، ٤٥ بار، واژه «الآية» ٢٦٥ بار و عبارت «قول اللّه » ١٦٠ بار به كار رفته است. اين ، در حالى است كه براساس همين جستجو ، عبارت نخست در ١٧٠ مورد، واژه «الآية» در ٤٤٨ مورد و عبارت «قول اللّه » در ٦٦٠ نمونه در كافى ـ چاپ استاد غفارى رحمه الله ـ ديده مى شود. اين آمارها گرچه تقريبى اند ، ولى تا اندازه زيادى مى توانند نشان دهند آياتى كه در الكافى ، نكته اى در تفسير آنها آمده ، بسيار بيشتر از صحيح البخارى است.