مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١١٦
آن گاه كلينى ، خود ، پيش از اين باب در «كتاب العلم» بابى با نام «باب الأخذ بالسنّة و شواهد الكتاب» گشوده و در آن ، بر اين نكته پاى فشرده است كه احاديث را بايد بر قرآن عرضه كرد. چگونه مى توان پذيرفت كه كلينى ، قرآنِ در دسترس را ناقص بداند ؛ ولى باز چنان حجّيتى براى آن قائل باشد كه عرضه احاديث را بر آن لازم بداند ؟ آيا مراد از كتابْ در عبارت اخذ به شواهد كتاب ، جز قرآنِ در دسترس مردم است؟ روشن است كه چنين شبهه هاى ناكام ، راهى به ديهى نمى برد.
تأثيرپذيرى دانشوران از تبويب «الكافى»
الكافى ، نه تنها از نظرگاه محتوا بر انديشه فقهى، اخلاقى، كلامى و دينى شيعه ، اثر نهاده است ، بلكه تبويب و عنوان هاى ابواب آن نيز در دوره هايى از تاريخ حديث شيعه از سوى برخى دانشوران و حديث پژوهان ، به كار گرفته شده و آنان دست كم ، چينش بخشى از كتاب خود يا نام گذارى شمار قابل توجّهى از ابواب آن را با نگاه به الكافى و الگوبردارى از آنْ سامان داده اند. البته ناگفته پيداست كه اين الگوبردارى ، در همه جا به يك اندازه نيست. از آن جا كه الكافى يك جامع حديثى به شمار مى آيد ، قاعدتا بيشترين بهره گيرى از تبويب آن را بايد در جوامع حديثى شيعه پى جُست. چنان كه مى دانيم در روزگار صفويه ، دست كم سه جامع حديثى فراهم آمد: يكى الوافى كه جامع كتاب هاى چهارگانه است و بحار الأنوار كه مانند الكافى ، احاديث كلامى و اخلاقى و روايات مربوط به تاريخ و ديگر موضوعات را نيز در كنار احاديث احكام گزارش كرده است و وسائل الشيعة كه البته تنها يك جامع فقهى است. ما در اين جا نگاهى گذرا به اندازه و چگونگى بهره گيرى هر يك از اين كتاب ها از تبويب الكافى مى افكنيم.
الف . فيض كاشانى (م ١٠٩١ق)
فيض كه الوافى را بر پايه كتاب هاى چهارگانه شيعه سامان داده ، چينش بخش مهمى از الوافى را بر پايه چينش الكافى بنا نهاده است . كتاب هاى الوافى در آغاز اين چنين اند: