مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٠٣
سپس در بيانى طولانى ، ديدگاه هاى فرقه هاى مختلف را درباره مسائل مربوط به توحيد آورده است ؛ امّا به نظر مى رسد كلينى در اين باب ، بيشتر به دنبال آن بوده تا احاديثى را كه معمولاً مسائل مختلف توحيدى را مطرح كرده و در آن ، سخن از مسائل گوناگونى همچون : يگانگى خدا، چگونگى آفرينش عالم و موضوعاتى ديگر است ـ كه در ابواب پيش از آن ، بدانها پرداخته بود ـ بياورد. به ديگر سخن ، اين باب ـ چنان كه پيش تر و در بخش بررسى ابواب گفتيم ـ ، گونه اى جمع بندى از باب هاى پيشين است و هدف اصلى آن ، ردّ فرقه هاى بدعت گذار نيست ؛ گرچه به صورت غير مستقيم چنين فايده اى نيز از آن مى توان برداشت كرد. ٩ . وى در زير عنوان «باب الجبر و القدر و الأمر بين الأمرين» ، هدف اين باب را ابطال جبر و قدر و اثبات امر بين الأمرين دانسته و سپس به گستردگى درباره معناى جبر و قَدَر و ديدگاه هاى جبريّة و قدريّة ، سخن گفته است. وى در پايان توضيح خود آورده است: و ينبغى أن يعلم أنّ القدريّة قد تطلق على الجبريّة بناءا على أنّ القدر جاءَ بمعنى الجبر أيضا و القدر بهذا المعنى أيضا مذكور فى هذا الباب . [١] بخش نخست سخن وى درست است. در عبارات فرقه شناسان ، گاه به جبريّه نيز قدريّه گفته اند ؛ [٢] ولى ظاهرا در هيچ يك از احاديث اين باب ، اين كاربرد وجود ندارد. علاوه بر اين كه اين كاربرد ، با عنوان باب نيز هماهنگ نيست. شارح در شرح احاديث
[١] همان، ج ٥، ص ٤.[٢] به نوشته عبد الكريم شهرستانى ، معتزله براى آن كه از زير بار تبليغات منفى ناشى از حديث «القدريّة مجوس هذه الأمّة» رهايى يابند ، اين گونه وانمود مى كردند كه واژه القدريّة در اين حديث ، مشترك لفظى است و مراد از آن ، كسانى هستند كه همه خوبى ها و بدى ها را به خداوند نسبت مى دادند و در نتيجه ، اين واژه بر جبرگرايان ـ يعنى مخالفان معتزله ـ منطبق مى گشت. براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : الملل و النحل، ج ١، ص ٤٣ ؛ مجله علوم حديث، ش ٢٥، ص ٣١ ـ ٥١ ؛ حواشى علّامه شعرانى بر شرح ملّاصالح، ج ٥، ص ٤ (پاورقى اوّل) .