فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٨ - ناسيوناليزم ترك
اين عوامل در حقيقت يك روى مسأله گرايش به ناسيوناليزم ترك بود و روى ديگر آن كه بر غير اسلامى نمودن رژيم سياسى تأكيد مىورزيد موج سياسى استعمارى برخاسته از سياستهاى تخريبى غرب بود كه اساس و موجوديت امپراطورى قدرتمند عثمانى را كه اروپا را تهديد مىنمود نشانه مىرفت.
در چنين شرايطى حزب جوانان ترك با انديشه ناسيوناليستى تشكيل و فعاليت گسترده آن با حمايت وسيع غرب آغاز شد و نخستين هدف آن، غير اسلامى كردن حكومت ترك و ناسيوناليست نمودن رژيم جايگزين امپراطورى عثمانى بود و اين هدف جز از طريق فروپاشى اين امپراطورى و شكستن قدرت آن امكانپذير نبود.
ناسيوناليزم ترك از ابتدا با تز آتائيزم (نفى دين و خدا) آغاز نشد، هدف تركان جوان، آن بود كه اسلام را از حوزه سياست و حكومت دور كنند و هويت تركى را جايگزين هويت اسلامى دولت نمايند.
شكست عثمانيها در جنگ جهانى اول در حقيقت تير خلاص براى مرگ خلافت عثمانى بود كه به فروپاشى آن و تشكيل تركيه جديد انجاميد و اين فروپاشى در دو مرحله انجام گرفت: نخست به سال (١٣٢١) به صورت تفكيك حكومت از خلافت كه منجر به خلع سلطان وحيدالدين و انتخاب برادرزاده وى به نام عبدالمجيد براى خلافت منهاى سلطنت گرديد و در مرحله دوم خلافت به طور كلى الغا و حكومت ملى و لائيك تركيه شكل گرفت.
مصطفى كمال كه رهبرى جوانان ترك را برعهده داشت معتقد بود كه ترميم عقب ماندگيهاى گذشته و رسيدن به مقام تمدن كنونى جز از طريق جدا نمودن دولت و قدرت سياسى از نفوذ اسلام امكانپذير نيست و اسلامى بودن نظام عثمانى را نه واقعى مىدانست و نه مفيد. او معتقد بود كه تركها تنها ملتى هستند كه هزينههاى عمده دربار خليفه را مىپردازند در حالى كه مسلمانان غير ترك فقط افتخار مىكنند كه در قلمرو خلافت اسلامى زندگى مىكنند و طرفداران خليفه جهانى تاكنون از هر كمك مثبتى خوددارى كردهاند پس چه انتظار مىتوانند داشته باشند؟
مصطفى كمال كه از طرف مسلمانان علاقمند به حفظ خلافت يكپارچه اسلامى، مورد انتقاد شديد قرار گرفته بود متقابلاً مىگفت: «آنها انتظار دارند ما تركها همه كار و بار اين دستگاه عريض و طويل بر دوشمان باشد و حضرات فقط به مقام منيع خلافت احترام