فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٧ - ناسيوناليزم ترك
از اين زبان جدا نمايند. فقيرترين و ضعيفترين زبانهاى دنيا به شمار خواهد آمد. [١]
به عقيده سيد جمال، مقاومت سلطان عبدالحميد در برابر اين پيشنهاد موجب ضعف معنوى و مادى دولت عثمانى و عامل فروپاشى آن گرديد و حتى قبل از فروپاشى كامل امپراطورى عثمانى از متصرفات عثمانى جز اروپاى شرقى بجاى نمانده بود. [٢]
عدم تمايل سلاطين عثمانى به «تعرب» بيش از آنكه از انديشه ناسيوناليستى آنها نشأت بگيرد از ديدگاه سياسى آنها حكايت مىكند كه با پذيرفتن زبان عربى خودبهخود مشروعيت خويش را از دست مىدادند و خود به اولويت كسانى كه در اسلام و عربيت اصيلتر هستند اعتراف مىنمودند.
ناسيوناليستهاى عرب مقالات سيد جمال را در مجله العروة الوثقى در اين زمينه دليل بر گرايش وى به ناسيوناليزم عربى تلقى نمودهاند. در حالى كه سيد در تمام عمر سياسى خود منادى وحدت اسلامى و خواستار شكلگيرى جامعه اسلامى بزرگ بود.
به نظر مىرسد وى زبان عربى را نه به عنوان زبان نژاد عرب بلكه به عنوان زبان قرآن مورد تأكيد قرار مىداده است و پيشنهاد وى به سلطان عبدالحميد به معنى «تعرب» تركها نبود بلكه به معنى اسلامى شدن امپراطورى عثمانى و استفاده از زبان قوى و زبان دل و ايمان ملتهايى بود كه در سراسر متصرفات عثمانى زندگى مىنمودند. اما به لحاظ نژادى در تز سياسى سيد جمال، فرقى بين نژاد ترك و عرب نبود كه مىبايست جامعه اسلامى ايدهآل سيد از هر دو آن مبرا مىشد.
پديده ناسيوناليزم ترك، هنگامى آغاز شد كه سلاطين عثمانى براى حفظ متصرفات خود ناگزير از اعطاى امتياز به قوميتهاى غير ترك بويژه عربها شدند و از سوى ديگر اسلام به عنوان دينى كه ملتهاى قلمرو حكومت عثمانى را پيوند مىدهد عملاً رو به افول نهاد. ملتهاى مسلمان تحت حكومت عثمانى بتدريج رو به استقلال آوردند و متصرفات ثابت آن مانند اروپاى شرقى بيشتر متعلق به غيرمسلمانان گرديد و از عنوان خلافت اسلامى جز اسمى باقى نماند.
[١] . رك: محمد العماره، الاعمال الكامله لجمالالدين الافغانى، ص ٢٢٤، مصر، دارالكتبالعربى، ١٩٦٨.
[٢] . همان، ص ٣٥-٣٤٥.