فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٧ - مبحث اول سلفيه
اگر جنگ مسلحانه ابن تيميه بر عليه ايلخانان مسلمان مغول بود، جنگ محمدبن عبدالوهاب بر عليه خلفاى ترك تبار عثمانى انجام گرفت. عثمانىها كه اين منطقه حساس (نجد و حجاز) را به حال خود رها نموده و به وجود دستنشاندهاى به نام شريف حسين، امير مكه بسنده نموده بودند و از موقعيت سياسى و اقتصادى آن غفلت داشتند و به تصور اينكه اين منطقه تحت نظارت امير مصر قابل كنترل مىباشد ديده از آن بربستند و به اين ترتيب با جنگهاى قبيلهاى بين رؤساى شهرهاى مختلف نجد، اين منطقه را به كانون آتش بالقوهاى براى خلع يد عثمانىها و توطئه بر عليه وحدت جهان اسلام تبديل نموده بود.
همپيمانى و همسويى محمدبن عبدالوهاب با يكى از امراى قبيله به نام محمدبن سعود كه مردى جنگجو و خشن بود موجب گرديد درگيرى نظامى سران آل رشيد با آلسعود در منطقه نجد كه ابتدا به نفع آل رشيد سامانيافته بود سرانجام به نفع آلسعود پايان يابد و عبدالعزيز ابن سعود، جوان جنگجوى قدرت طلبى كه همچون پدر خود به محمدبن عبدالوهاب گرويده بود فاتح نجد گردد و شهرها و مناطق مركزى جزيره و سپس حجاز به تصرف وى درآمد. گرچه محمدبن عبدالوهاب در آخرين سالهاى عمر خود پس از فتح رياض مركز نجد، توسط عبدالعزيزبن سعود از امور نظامى و سياسى به كلى كنارهگيرى نمود و خود به عبادت پرداخت لكن اين محمدبن عبدالوهاب بود كه اشاعه و احياى معتقدات ابن تيميه را در قالب آيين وهابيت با توسل به خشونت، سلاح و كشتار به خاندان آل سعود واگذار نمود.
هرچند ابن تيميه اين توفيق را نيافت كه آراء خود را به زور سلاح بر ديگران تحميل نمايد و او تنها از سلاح زبان و قلم استفاده نمود اما خلف او محمدبن عبدالوهاب توانست با راه انداختن جنگهاى قبيلهاى، آيين خود را به زور سلاح بر سراسر جزيرةالعرب غالب گرداند.
به اين ترتيب احياى آيين ابن تيميه در نجد و حجاز به شيوه خاص محمد بن عبدالوهاب، يعنى با استفاده از شعار جهاد مسلحانه بر عليه كفر و زندقه به يك نظام و قدرت سياسى تبديل گرديد و با استخراج نفت توسط انگليسىها و آمريكايىها اقتدار اقتصادى سرزمين مهد اسلام و برترى جنبههاى مادى بر قطبيت معنوى و ام