فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٦ - مبحث اول سلفيه
كاسته شود و با توسعه و تداوم اين روند فاصلهها بيشتر شده و كارآيى مذهب سلفى ابنتيميه در سير نزولى قرار گرفته و موجب انزواى آن گردد.
شرايط جديد احياى انديشه ابنتيميه
سياست جداسازى مجاز به لحاظ موقعيت حرمين شريفين و كعبه و كنترل آن به منظور ايجاد اختلاف در جهان اسلام و جلوگيرى از شكلگيرى وحدت مسلمانان به نحوى كه با همكارى آن سعودى و بريتانيا در شرايط قبل از جنگ بين المللى اول اتفاق افتاد و حتى اگر طبيعى و بدون نقشه قبلى هم رخ داده باشد براى اسلام و كشورهاى اسلامى فاجعهاى بزرگ بود كه روز به روز بر وسعت آن افزوده شد و ثمرات تلخ آن آشكارتر گرديد. محور اصلى اين حركت اجبارى انديشههاى ابن تيميه بود كه فردى به نام محمدبن عبدالوهاب اين سياست را سامان بخشيد.
در قرن دوازدهم هجرى، منطقه نجد و حجاز صرفنظر از موقعيت معنوى زادگاه اسلام و حرمين شريفين فاقد اهميت اقتصادى و سياسى بود و به اين سرزمين كه امالقرى و قلب جهان اسلام محسوب مىشد تنها به چشم يك زيارتگاه نگريسته مىشد. براى انگلستان پس از كشف آمريكا و تسخير هند اين سومين اكتشاف مهم سياسى و اقتصادى بود كه در قالب يك حركت دينى نظامى شكل گرفت.
شرايط ظهور محمدبن عبدالوهاب از نجد (يكى از مناطق سهگانه و مركزى شبه جزيرةالعرب) شباهت بسيارى با شرايط زمان ابنتيميه بنيانگذار اصلى مذهب سلفى نوين داشت. محمدبن عبدالوهاب نيز مذهب حنبلى داشت و در قبيلهاى متعصب و سادهانديش، متحجر و دورافتاده از مراكز علمى با شرايط سخت زندگى مىنمود.
شرايط وى در شهر عينيه (يكى از شهرهاى نجد) همان شرايطى بود كه ابن تيميه در شهر حران (يكى از شهرهاى مرزى شام) داشت كه هر دو را مجبور به ترك وطن نمود.
وى نيز مانند سلف خود پس از چندين مهاجرت به بصره و اصفهان و مناطق تحت تصرف عثمانى به وطن خويش بازگشت و پس از مدتى از طرف مردم شهر مجبور به ترك دوباره وطن گرديد. لكن با ابراز وفادارى نسبت به حاكم منطقه به نام محمدبن سعود و گرايش وى به آيين محمدبن عبدالوهاب، دو جبهه جنگ مسلحانه و جنگ عقيدتى را سامان بخشيد.