فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧١ - ديدگاهها دربار١٧٢٨ ناسيوناليزم عرب
وسيلهاى براى تحكيم وحدت عرب استفاده نمودهاند. [١] در حالى كه سابقه تاريخى مصر رابطهاى با قوميت عرب نداشته است.
بدين ترتيب در كنار ناسيوناليستهاى عرب مسلمان، ناسيوناليستهاى مسيحى عرب نيز كه عليرغم غير مسلمان بودن حاضر نبودند از اسلام جدا شوند قرار گرفتند. اين متفكران ناسيوناليست همواره به اسلام افتخار مىكنند و آن را دين عرب مىشمارند و به عقيده آنان اسلام تأكيد خاص بر شخصيت عربى و قرآن نيز حكايت از هويت زبان عرب دارد. [٢]
ناسيوناليسم جامع گرايى كه تا هنگام استقلال اغلب كشورهاى عرب توسط احزاب سياسى افراطى عرب مطرح مىشد، ناظر بر انديشه وفاق بين ناسيوناليزم عرب و اصل دين به مفهوم عام بود كه عليرغم مقبوليت آن در سطح احزاب سياسى و عربهاى لائيك توسط ناسيوناليستهاى مسلمان سخت مورد انتقاد قرار گرفت و به مشاجرات سختى بين موافقان و معارضان انجاميد. [٣]
اين نوع ديدگاه در انديشه سياسى حزب بعث در مورد اسلام از تفكر نژادپرستانه ناشى مىشد كه مدعى بود، اسلام دين ملى عرب و پيامبر اسلام (ص) يك شخصيت عرب است. تئوريسين و رهبر اين حزب معتقد بود كه اسلام يك جنبش عربى براى تكامل عربيزم بوده است پس باشد كه امروز هر عرب محمد ديگرى شود! [٤]
ناسيوناليزم افراطى با اين نگاه نه تنها از سر معارضه اسلام با نژادپرستى مىگذشت اصولاً به موفقيت ديگرى نيز دست مىيازيد و آن فرعى كردن اسلام در برابر انديشه ناسيوناليزم عرب بود.
آشتى بين ناسيوناليزم عرب و خصلت جهانشمولى، به گونه يك فلسفه سياسى در انديشه حزب بعث عرب نيز پذيرفته شده است. از آنجا كه حزب بعث با وجود تكيه بر ناسيوناليزم عرب وحدت ميهنى را زمينهساز وحدت منطقهاى و آن را عامل وحدت
[١] . همان.
[٢] . رك: خدورى، ناسيوناليزم و... در جهان عرب، ص ٤١.
[٣] . رك: ساطع الحصرى در كتاب العروبه بين دعاتها و معارضها به اين جدال پرداخته و آن را مشروحاً مورد بحث قرار داده است.
[٤] . رك: خدورى، پيشين، ص ٤٢ و ٥٨ و على السمان، رويارويى مسلكها در خاورميانه عربى، ترجمه حميد نوحى، تهران، انتشارات قلم.