فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٢ - ديدگاهها دربار١٧٢٨ ناسيوناليزم عرب
بشرى دانسته است؛ در حقيقت در فلسفه سياسى خود بين ناسيوناليزم و جهانشمولى نوعى وفاق ايدئولوژيكى برقرار نموده است. [١] و به نوعى جنبشهاى عربى را قابل توسعه و پيوستن به جنبشهاى رهايىبخش و استقلالطلبانه ساير ملتها دانسته است.
هنگامى كه جنبش ناسيوناليستى عرب به سال (١٩ [٢] ٠) به عراق منتقل شد ناسيوناليستها بجاى تلاش براى استقلال عراق به وحدت قوم عرب مىانديشيدند و «سامى شوكت» يكى از رهبران هوادار وحدت عرب در عراق مسأله استقلال كشورهاى عربى را هدف فرعى و مسأله وحدت جهان عرب را مسأله اصلىترين امت عرب به شمار مىآورد و از ناسيوناليزم عرب به عنوان «مرگ براى زندگى» و دكترين «زندگى سخت و ناهموار» و نهايتاً يك ايدئولوژى و دكترين قدرت ياد مىكرد.٢
٣. ناسيوناليستهاى عرب مسلمان
گروه دوم ناسيونا ليستهايى هستند كه عروبت و اسلام را با تمام مزاياى ايدئولوژيك هر دو، پذيرفته و آن دو را در يك فلسفه سياسى مشترك تحت عنوان اسلام سياسى جهانشمول و برخاسته از فرهنگ عرب وفق دادهاند.
به عقيده گروه دوم هرچند اسلام براى همه جهانيان عرضه شده است لكن نبايد فراموش كرد كه به دلايل زير، اسلام يك دين عربى است:
الف - زبان اسلام يعنى زبان قرآن و سنت دو ركن و منبع ايدئولوژيك آن زبان عربى است.
ب - پيامبر اسلام (ص) كه وحى الهى بر او نازل شده و او مبلغ و صاحب رسالت
[١] . در مقدمه قانون اساسى سوريه كه سخت پايبند به ايدئولوژى حزب بعث مىباشد، چنين آمده است: «جنبش انقلابى عرب، بخشى اساسى از جنبشهاى آزاديبخش جهان اسلام و مبارزات خلقهاى عرب، بخشى از مبارزات خلقها در نبرد براى كسب آزادى و استقلال به شمار مىرود» و در جاى ديگر مقدمه آمده است: «انقلاب منطقهاى عربى سوريه، بخشى از انقلاب جهان عرب است و سياستها و روشهاى آن در همه زمينهها منبعث از استراتژى كلى انقلاب عرب است».
[٢] . رك: خدورى، ناسيوناليزم و سوسياليزم و كمونيزم در جهان عرب، ص ٤٠، ترجمه حميد احمدى و براى آشنايى بيشتر با آراء عفلق. رك: كتاب وى به نام معركة المسير الواحد، چ بيروت، ١٩٥٨.