فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٦ - مبحث دوم مبانى چارچوب كلى
مىپردازد و از التقاط به همان ميزان مىگريزد كه از تعصب كور اجتناب مىكند و با همان شتاب كه به سوى علم پيشرفته جذب مىشود از استكبار و سلطه غرب خود را دور مىسازد.
اين انديشه احياگرانه نه اسلام را در مايع حلال علم و صنعت و فرهنگ غرب خنثى مىكند و نه اسلام راست و چپ مىسازد و نه به علم و پيشرفت و توسعه پشت مىكند بلكه از لابهلاى نقد تاريخ اسلام به اسلام ناب و از منجلاب تقليد كوركورانه غرب به استقلال و از نقد بصيرانه جريانهاى فكرى غرب به توسعه پايدار و از تجزيه و تحليل ايسمها به عقلانيت بازگشت به خويشتن و از چالش با عوامل خودى به خودسازى و آزادى و بالاخره از مقايسه ما و ديگران به نوسازى و توسعه مىرسد.
به نظر مىرسد انديشه غالب در آينده جهان اسلام بر اساس اين رويكرد شكل بگيرد و بوسيله متفكران متعهد مسلمان و بويژه نسل جوان حماسه جديد و تمدن نوساخته از اين انديشه بوجود آيد و گذشته افتخارآفرين يكبار ديگر در جهان اسلام تكرار گردد.
در عصر حاضر جريانهاى فكرى در جهان اسلام همواره به صورت خطوط غير موازى همديگر را قطع كردهاند و اين تنها انديشه سكولاريزم منفى نبوده كه به كمك تبليغات غرب از همه خطوط فكرى شفافتر و چشمگيرتر ارائه گرديده است. در غوغاى طلوع و غروب انديشهها در سالهاى اخير در جهان اسلام انديشههايى ظاهر گرديده كه بيدرنگ افول كرده و آثارى از آنها بجاى نمانده است. زيرا كه ماهيت اين انديشههاى وابسته به غرب چنين سرنوشتى را مىطلبيده است.
به عنوان مثال مىتوان از انديشه نجاتدهنده مستبد و دولت مستبد عادل نام برد كه در نقاط مختلف جهان اسلام در تحولات سياسى عامل تعيين كننده به حساب مىآمد و عوامل بيگانه با ايجاد زمينههايى چون جو وحشت و ملوك الطوايفى و جنگهاى داخلى بسترى براى پرورش اين انديشه به وجود مىآوردند و عناصر دست نشانده بيگانه را به عنوان ناجى و قهرمان ملى بر اريكه قدرت مىنشانيدند و از او بتى مستبد و نجاتدهندهاى قلدرمآب مىساختند.
در بسيارى از كشورهاى اسلامى اين انديشه حتى به عقلانيت بسيارى از متفكران و رجال سياسى غالب آمده و آنها را به جانبدارى از اين نوع قهرمانان ملى دست نشانده و