فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٠٤ - تحول چهره اسلام انقلابى
موج حملات مطبوعات و رسانهها در آمريكا بر عليه اسلام، كتابى را در معرفى اسلام - از همان نوعى كه چهره اسلام را خصمانه نشان نمىدهد - تدوين و مطالعه آن را به دانشجويان سال اول دانشگاه كاروليناى شمالى توصيه نمايند و مقامات دانشگاه نيز آن را مفيد دانسته و دانشجويان را به مطالعه آن كتاب تشويق نمودند.
پس از يك جنجال مذهبى تبليغاتى سرانجام مجلس قانونگذارى ايالتى رسماً اعلام كرد كه تعليم در مورد اسلام و احكام آن وحدت ملى ما را سست مىكند آن هم در شرايطى كه ايالات متحده در جنگ با تروريسم اسلامى است.
يكى از نمايندگان اين مجلس اظهار نمود كه ما اين همه هزينه براى امنيت خودمان را متحمل مىشويم و اين همه خسارت را ديدهايم و خود به ترويج دينى مىپردازيم كه همه اين خسارتها و هزينهها ناشى از آن است.
برخى از اساتيد روشنفكر دانشگاههاى آمريكا اندكى ملايمتر ولى با بيان جدىتر مسأله را چنين ارزيابى مىكنند كه اگر تعليم اسلام در دانشگاه به آن معنى باشد كه اسلام چه مىگويد همان گونه كه ما در دانشگاهها «اعلاميه استقلال آمريكا» و «مانيفيست» كمونيستها را تدريس مىكنيم بدون آن كه ردّ اعلاميه و يا قبول ماركسيسم مطرح باشد، مىتوان تدريس اسلام را هم مطابق با قانون اساسى آمريكا دانست. به اين ترتيب فريضه دعوت به بهاى از دست دادن انگيزه مقابله با تهاجم غرب به اين سرنوشت ختم مىشود كه بشنوند ولى قبول نكنند.
تحول چهره اسلام انقلابى
پايان قرن بيستم مسيحى را بايد اوج اسلام انقلابى دانست كه با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران و ظهور جمهورى اسلامى ايران، اسلام در قالب يك دكترين انقلابى مطرح گرديد و بسرعت توجه انديشمندان مسلمان را در سراسر جهان اسلام و نيز توجه تحليلگران بينالمللى را به خود معطوف نمود. اما حوادث قرن بيست و يكم كه نه در جهان اسلام بلكه در قلب سمبل غرب يعنى آمريكا رخ داد زمينه تحول انديشهها را حداقل در زمينه اسلام انقلابى فراهم نمود.
امروز واژه اسلام تروريست جاى اسلام انقلابى را گرفته و دنياى غرب بويژه آمريكا