فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٠٣ - مبحث چهارم جلوه جديد غرب ستيزى و اسلام انقلابى
دست سلاخ را انجام دهند. به اين دليل كه چنين تصويرى از اسلام موجب فرار مغزها و لكهدار شدن چهره اسلام نزد غربيان مىگردد و اين درست برخلاف روشى است كه اسلام بر آن تأكيد دارد: (اُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ).١ جهان اسلام موظف به دعوت غرب به اسلام است و روشهاى دعوت در قرآن مشخص گرديده كه از سه شيوه استدلال، موعظه و گفتگوى منطقى خارج نيست.
از آنجا كه با نفرت و خشونت نمىتوان هيچ كدام از اين سه روش قرآنى را عملى ساخت بايد به اين حالت مزاحم دعوت اسلام خاتمه داد. زيرا نفرت، غرب را از اسلام دور مىسازد و نفرت، نفرت مىآفريند و در چنين شرايطى فريضه دعوت به تعطيل كشانده مىشود. بنابراين بايد در جوى به دور از نفرت و خشونت دعوت را براى مسلمان كردن غرب آغاز نمود و در اين راه مشقتهاى پراجر، ناشى از تحمل غرب را در راه اشاعه و اعتلاى اسلام به جان خريد.
اتفاقاً غرب طالب منافع بىحد و حصر كه براى كسب آن سالهاست جنگ صليبى را پنهان و آشكار به راه انداخته از خدمتى كه حاميان «تز دعوت غرب به اسلام» به آنان مىنمايند خرسند و سپاسگزار هم هست. زيرا اشتغال به دعوت هم كه به نفى نفرت بينجامد راه آنها را در رسيدن به هدف مطلوب صافتر و آسانتر خواهد نمود.
بى گمان تز دعوت غرب به اسلام در رام كردن قربانى مؤثرتر از «تز گفتگوى تمدنها» ست. زيرا دعوتكنندگان در خود احساس آرامش وجدان و انجام فريضه و عبادت مىكنند. بالاخره جنگ، جنگ است حتى اگر اين دعوتها به مسلمان شدن چند تن غربى بيانجامد؛ بالاخره هر جنگى تلفاتى دارد و اين بهتر از آن است كه منافع غرب به مخاطره افتد.
اما مسأله اين قدر هم سهل و آسان نيست خصم مهاجم حتى در دادن قربانى نيز از خود حساسيت نشان مىدهد و به آسانى تن به ريسك بزرگ نمىدهد.
پس از ١١ سپتامبر برخى از روشنفكران مسلمان در آمريكا بر آن شدند در مقابل
[١] . سوره نحل، آيه ١٢٥.