فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٠٢ - مبحث چهارم جلوه جديد غرب ستيزى و اسلام انقلابى
در اين ميان نقش عمده با رژيمهاى فاسدى است كه اين آشفتگى را تداوم مىبخشند.
در حالى كه اينان خود مىدانند عامل يا عواملى كه اين رژيمها را روى كار مىآورند و از آنها حمايت مىكنند كيانند؟ زيرا دولتهاى استعمارى غرب بارها پس از گذشت مدتى از اين ماجرا به دست داشتن در كودتاهاى خونين و حمايتهاى بى دريغ از رژيمهاى فاسد در كشورهاى اسلامى اعتراف كردهاند.
بسيارى معتقدند كه تحميل دموكراسى به اسلام و اشاعه نظريه دموكراسى اسلامى و يا مردمسالارى دينى كه در فصول گذشته از آنها ياد كرديم صرفاً براى ارائه يك انديشه سياسى نيست بلكه هدف معماران و شارحان آن بيشتر جنبه راهبردى دارد تا از اين رهگذر به نفرت و خشونت از طرف مسلمانان پايان داده شود.
غرب به رغم جنگ پايانناپذيرى كه آغاز كرده نه تنها به نفرت و خشم روى نياورده بلكه تساهل و تسامح را به صورت يك نظريه راهبردى پذيرفته است. از قديم گفتهاند «سر بريدن با پنبه». بنابراين غرب از اشاعه هر چه بيشتر دموكراسى اسلامى و تساهل و تسامح دينى هرگز آسيب نمىبيند و مانعى بر سر راه جنگ فرسايشى آن به وجود نمىآيد. تنها اثر اين نظريه راهبردى، خاموش كردن شعلههاى نفرت و خشم است كه گوسفند زير دست قصاب كمتر دست و پا بزند و مزاحمت كمتر ايجاد نمايد.
تز گفتگوى تمدنها نيز به رغم ابهاماتى كه در تفسير آن وجود دارد در راستاى سياستهاى آشتىجويانه بين غرب مهاجم و قربانى آن است. گفتگو هر چند منطقى و مستدل باشد فقط شنيدنى است و قدرت برتر تهاجم هم وقت كافى براى شنيدن استدلالها و حتى دلايل تفوق تمدن گذشته اسلامى بر تمدن غرب و سهم عظيمى كه در شكلگيرى تمدن جديد داشته را دارد لكن همزمان كه بخش آكادميك غرب سرگرم شنيدن اين دلايل است بخش مهاجم غرب به كار خود يعنى جنگ صليبى ادامه مىدهد.
از نظر غرب، گفتگوى تمدنها مىتواند ضمن ارضاى وجدان طرف بازدارنده، نفرت و خشم قربانى را حداقل براى مدتى فرو بنشاند. حتى او را سرگرم نمايد تا كارها بهتر و بدون مانع پيش رود.
در ادامه سياست تطهير غرب، جمعى نيز در داخل و خارج جهان اسلام تلاش مىكنند تحت لواى مبارزه با تصوير خصمانه از اسلام، عمليات رام كردن قربانى در