فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٩ - مبحث چهارم جلوه جديد غرب ستيزى و اسلام انقلابى
چنين دنيايى كه اروپا بر آن آقايى مىكند استعمار و استثمار دموكراتيك شده و روابط دموكراتيك به گونه اروپايى زشتى استعمار و تاراج منابع اقتصادى ديگر كشورها را خواهد پوشانيد و تا مدتى تحقير نژادى و تحقير ناشى از درجهبندى انسانها از ميان خواهد رفت.
مبحث چهارم: جلوه جديد غرب ستيزى و اسلام انقلابى
اين تفكر كه تهاجم اقتصادى، سياسى و فرهنگى غرب كه در قرون اخير سابقه و نشانههاى بسيار داشته، بارزترين صفت رابطه غرب با جهان اسلام است؛ در حقيقت تفسيرى بر حالت استعمار نوين و استثمار هوشمندى است كه جاى استعمار گذشته غرب در آفريقا و آسيا را پر كرده است.
ما در مباحث گذشته از غرب ستيزى در جهان اسلام به عنوان يك عكس العمل اجتنابناپذير در برابر تهاجم غرب سخن گفتيم اما اين بار، تحول غرب ستيزى را به علت تحول علت آن مورد بررسى قرار مىدهيم.
بسيارى از متفكران و روشنفكران مسلمان معتقدند كه تهاجم فرهنگى غرب رفته رفته به يك جنگ صليبى جديد بر عليه اسلام تبديل شده است و در نتيجه غرب ستيزى نيز به مبارزه عليه جنگهاى صليبى جديد تغيير ماهيت داده است.
به عبارت شفافتر هنگامى كه شكل برخورد جهان اسلام با غرب در قالب مبارزه با تهاجم فرهنگى بود، بيشتر جنبه دفاعى داشت و مسلمانان و متفكران جهان اسلام تحت اين عنوان (غرب ستيزى) سعى بر آن داشتند كه راههاى نفوذ غرب را شناسايى نموده و اين راهها را مسدود و يا خنثى سازند. لكن امروز وقتى سخن از مبارزه با جنگهاى صليبى غرب به ميان مىآيد منطق مقابله به مثل مطرح مىشود و جهان اسلام حداقل از نظر تئوريسينهاى مبارزه عليه جنگهاى صليبى غرب، برآنند كه هر ضربهاى را تا آنجا كه مىتوانند با ضربه مشابهى پاسخ گويند.
اين نوع روش مقابله با خصم ريشه قرآنى دارد و جهاد دفاعى با تمام آيات بيّناتى كه