فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٥ - سلفيه از نظريه تا نظام
رفض و خروج از دين مىكند. [١]
مخاطب با مطالعه دهها آيه و حديث كه با دهها اتهام خود به خود تفسير و تطبيق با نظريه خصم مىشود و در برابر علم (حافظه) بيكران گوينده و نويسنده مقهور و حداقل مبهوت مىماند.
بىشك اين روش اختصاصى ابن تيميه كه بنابر گزارشهاى تاريخى در تدريسها، سخنرانيها و خطبههاى آتشين وى نيز صادق بود. [٢] همواره چه در عصر خود و چه پس از آن تا قرن دوازدهم، حاميانى را به خود جلب نموده است لكن از آنجا كه اين منطق اختصاصى قابل انتقال به ديگران نبوده و يا قابل قبول محسوب نمىشده ناگزير مانند همه ادعاهاى فاقد دليل روشن و استدلال منطقى قابل تعميم به مرور زمان متروك گرديده است.
براين اساس هنگامى كه اين نوع منطق توسط شخصى به نام محمد بن عبدالوهاب در قرن سيزدهم احيا مىگردد و وهابيت با همان روش اختصاصى ابن تيميه به جنگ با همه مذاهب اسلامى بپا مىخيزد با استفاده از قدرت نظامى و امكانات مادى، منطقه احجار را فرا مىگيرد لكن همچنان در گستره جهان اسلام در برابر اكثريت مذاهب اسلامى تنها مىماند به طورى كه اگر پشتيبانى قدرت نظامى و مالى نبود هرگز به اين موفقيت هم دست نمىيافت.
٨. بيشترين آراء ابن تيميه در حقيقت (چنانكه بيشتر توضيح داديم) پاسخ به سؤالات زمان او و راهحل بحران مذهب در عصر وى بوده است و اين خصيصه خواه ناخواه، آراء سلفى ابن تيميه را با شرايط زمان عجين نموده و حالت شموليت را از آن سلب كرده بود [٣] . بىگمان تغيير شرايط زمانى و مطرح شدن سؤالات جديد و بحرانهاى نوظهور موجب مىگرديد كه از توانايى پاسخگويى آراء ابن تيميه به سؤالات و بحرانهاى جديد
[١] . رك: ابن تيميه، منهاجالسنه، ج ٢، ص ٨٦-٨٨.
[٢] . ابن تيميه ساعتهاى متوالى بدون استفاده از نوشته و كتاب با تكيه به حافظه و فكر نقاد به تدريس، ايرادسخنرانى و خطبه مىپرداخته است. رك: ابوزهره، پيشين، ص ١٩.
[٣] . يكى از بارزترين اين شرايط برخوردهاى ايلخانان مغول با سلطان مملوك مصر است كه بتدريج درتاريخ كمرنگ و سرانجام افول مىنمايد.