فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٨ - ابنتيميه و فلسفه سياسى
درآمده است. زيرا كتاب منهاجالسنه در رد كتاب منهاجالكرامه تأليف علامه حلى نگارش يافته كه انگيزه اصلى آن راهنمايى عملى براى ايلخان جوانى بود كه پس از غازانخان به نام الجاتيو و معروف به شاه خدابنده به فرمانروايى در ايران و ماوراءالنهرين رسيده و به مذهب تشيع گراييده بود و مورخان آن را به سال (٧٠٩) ضبط نمودهاند و دومين تهاجم نظامى سلطان مملوك مصر بر عليه ايلخان مغول در سال (٧ [١] ٢) انجام گرفت كه بنا به درخواست وى، ابن تيميه نيز شخصاً در جبهه جنگ بر عليه سپاه مغول در آن سال شركت جست و شكست مغولان در اين جنگ خستگى ناشى از زندانهاى مكرر را از جان ابن تيميه زدود، هرچند كه عليرغم همه اين خدمتها كه وى براى استقرار حكومت مملوكى مصر انجام داد بار ديگر به مصر فراخوانده شد و در محكمه اهل سنت به حكم قاضى مالكى براى چهارمين و آخرين بار زندانى گرديد و هرگز از آن خلاصى نيافت.
در بررسى اوضاع سياسى عصر ابن تيميه به اين نكته نيز بايد توجه نمود كه الجاتيو سلطان شيعه مذهب مغول پس از تاجگذارى در سال (٧٠٧)، هيأتى به دربار سلطان مملوك مصر اعزام نمود و باب مناسبات صلح آميز را گشود١. بىگمان در چنين شرايطى، مناسبترين فرصت براى ايفاى رسالت ايجاد وحدت در ميان مسلمانان و نزديكى بين سلاطين بوجود آمده بود كه بجاى ناسزا و لعن و نفرينهاى كتاب منهاجالسنه منطق ديگر ابن تيميه كه در كتاب الجوابالصحيح در برخورد با مسيحيان صليبى روا داشته بود كارآيى بيشترى مىتوانست داشته باشد.
ابنتيميه و فلسفه سياسى
در انديشه ابنتيميه، امامت در حد يك ضرورت عقلى و ناشى از نياز عميق جامعه اسلامى به نظم، امكان بسيج عمومى، اجراى شريعت، تنفيذ حدود و مجازاتهاى اسلامى، كنترل ثروت اغنيا، رسيدگى و ساماندهى به وضع فقرا، دفاع از مرزهاى سرزمينهاى اسلامى، حفظ وحدت و در يك كلام اقامه مدينه فاضلهاى است كه اسلام بر آن تأكيد ورزيده است.
[١] . رك: تاريخ وصاف، ج ١، ص ٦٧٢ و ٤١٣.