فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٦ - ابن تيميه در برابر نظامهاى معاصر
و تشبيه آنها به يهود، مرتدين و دشمنان خدا و اسلام گسترش دهيم. آراء او را تهى از دليل و حقانيت به شمار آوريم كه صرفاً بنا بر مصلحت زمان و پاسخگويى به نياز عصر در يك مقطع زمانى خاص ارائه گرديده است. زيرا شيوه استدلال جدلى ابن تيميه در اثبات كليه آراء كلامى، فقهى و حتى تفسيرى و در نظريات مخالف مبتنى بر تمسك به آيات و احاديث و سيره سلفى است كه مورد قبول وى مىباشد.
هرچند كه وى در كتاب «الجواب الصحيح» كه در رد كتابى در زمينه مسيحيت نگاشته براى ايجاد زمينه و انعطاف پذيرى مسيحيان به گرايش به اسلام از نوعى منطق آرام و به دور از دشنام و زشتگويى استفاده نموده و بيشتر به دفاع پرداخته تا تهاجم به مخالفت. [١]
لكن شيوه جدلى وى در تمامى مسائل اسلامى يكسان و يكنواخت است و استثناى يك مسأله در اين ميان امكان ناپذير مىباشد.
دوم آنكه به مقتضاى اين توجيه، ابن تيميه در حد يك عالمنماى تهىدستى كه همتش تحميق خلايق و رام كردن و به دنبال خويش كشيدن آنان است تزلزل پيدا مىكند و اين فكر را تقويت مىكند كه او قلم و دانش حديث را در خدمت اسلام به كار نبسته بوده است و با اين حربه مىخواسته «وجيه المله» و مقتداى عوام الناس گردد.
چنين به نظر مىرسد كه هر دو تالى فاسد مذكور غيرقابل قبول است. زيرا چنانكه در مباحث گذشته ديديم، ابن تيميه به استناد دليل عقل و آيات قرآن و احاديث متعدد و سيره سلف بر حرمت خروج بر سلطان استدلال مىكند و حتى فارغ از تناقض گويىهايى كه بدان اشاره شد بر خصم اخوان المرتدين و اشباه اليهود مىتازد و حتى شخصيتى چون علامه حلى را در خور احترامى كه در كتاب «الجواب الصحيح» براى صليبيان قائل است نمىبيند و او را اجهل الناس و دشمن خدا و رسول معرفى مىكند.
در سراسر اين بحثى كه ابن تيميه در كتاب منهاجالسنه بويژه در جلد دوم آن طى چندين صفحه ارائه مىدهد، هيچ شائبه و قرينه كوچكى براى مصلحت انديشى وى در اين گفتار به چشم نمىخورد.
همچنين تاخت و تاز ابن تيميه بر مخالفان مذهبى خود در زمينه مسائل فلسفى،
[١] . رك: ابن تيميه، الجواب الصحيح، ج ١، مقدمه كتاب، ص ١٩.