فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٢ - انديشه سياسى در آثار ابنتيميه
الذى عليكم و تسئلون الله الذى لكم.» [١]
ابن تيميه از اين حديث چنين برداشت مىكند كه رسول خدا (ص) در پاسخ صحابه كه پرسيدند در برابر لغزشها و منكرات چه بايد كرد؟ آنها را به قيام و كشتار دعوت ننمود بلكه به آنان فرمان داد كه فقط سعى كنند وظيفهاى كه در مورد اطاعت واليان دارند ادا نمايند و حق خود را از خداوند مسألت نمايند. [٢] وى با تصريح به اينكه خطاب اين حديث امرا و زمامداران ظالم مىباشند كه مرتكب ظلم و منكرات و فساد مىشوند مىنويسد: «با وجود اين به ما دستور قيام و شورش مسلحانه در برابر آنها داده نشده بلكه پيامبر (ص) امر به اداى حق آنها كه همان اطاعت از آنان مىباشد نموده و براى حقوق از دست رفته، نيز ما را به دعا و مسألت از خدا فرمان داده است.»
تفسيرى كه ابن تيميه از «اداء الحق» و «تسئلون الله» در مورد روايت نبوى (ص) ارائه مىدهد همگون با موارد مشابه ديگر اين دو مقوله نيست. افزون بر اين بايد گفت ابن تيميه ضمن تفسير روايت به مقتضاى ايده ذهنى خود اصولاً مدعاى خود را كه لزوم اطاعت از خلفا و امراى جور مىباشد به عنوان پيشفرض مسلم تلقى نموده و حقى كه امت بر عهده دارد را به همان پيشفرض تفسير نموده است.
اگر اين حديث نبوى (ص) را بدون هيچگونه پيشداورى و پيشفرض مسلم تفسير نماييم بايد «حق» را به كليه معانى كه امت در برابر فرمانروايان خود دارند حمل نموده و اين حقوق را در لابهلاى آيات و روايات متعددى كه در مورد حقوق امت بر امام آمده جستوجو كنيم.
يكى از اين حقوق حق امر به معروف و نهى از منكر است كه به مقتضاى اداء اين حق، قيام مردم در برابر لغزشها و منكراتى كه خلفا و امرا مرتكب آن مىشوند واجب و استمرار اين قيام به اداى حق تا زوال ريشههاى لغزشها و منكرات امراى ظالم فريضه عمومى تلقى مىگردد.
اگر انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر و اداى اين حق، منجر به برخورد
[١] . همان، (شما بعد از من لغزشها و كارهاى منكرى خواهيد ديد، حاضران گفتند كه در اين صورت شما ما را به كارى امر مىكنى (چه بايد كرد؟) فرمود: حقى كه بر عهده داريد ادا كنيد و از خدا حق خويش را بطلبيد).
[٢] . همان.