فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٣ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
در روايتى نقل از حضرت عيسى چنين آمده است: «دنيا نوعى بيمارى است و عالم طبيب دين است. هرگاه ديديد كه طبيب خود، بيمارى و درد را بجان مىپذيرد او را نپذيريد، بدانيد او نسبت به ديگران نيز خيرخواه نمىتواند باشد» [١] .
سلب اعتماد جامعه نسبت به دنيامداران و ثروت اندوزان آن را به رويارويى دو جناح سوق مىدهد و جنگ فقر و غنا و يا مستضعف و مستكبر و يا عدالتخواه و سرمايه دار را بوجود مىآورد. جدالى كه تنها به عرصه توليد، توزيع و مصرف محدود نمىشود و روياروييهاى آن به تمام ميادين زندگى اجتماعى كشانده مىشود و دولت را در حمايت از گروههاى اول و مبارزه با گروههاى دوم تا سر حد سركوب مىكشاند.
در جوامع عرب اسلامى بسيارى از متفكران مسلمان از اين رهگذر به اردوى سوسياليزم و حتى احياناً به انديشههاى ماركسيزم پيوستند و بويژه از كمونيزم به عنوان راه مبارزه در رسيدن به هدف عدالت اجتماعى سود بردند و احياناً نظامهاى سياسى، چندى نيز در مصر، يمن، الجزاير، سوريه و عراق در اين راستا شكل گرفتند و احزاب سياسى چپ بوجود آمدند.
ما در جاى ديگر اين سلسله بحثها (فقه سياسى) به بررسى تجربه تاريخى اين روند در جهان اسلام پرداختهايم. آنچه كه به بحث كنونى بايد بيافزاييم اين است كه شباهت اقتصادى اسلامى در ديدگاه راديكاليزم با اقتصاد ماركسيستى و حتى سوسياليزم در برخى از اهداف مىباشد و متفكران پايبند به مبانى اسلامى بسيارى از اصول و شيوهها و حتى اهداف آن دو را منطبق با اسلام نمىدانند.
نفى مالكيت فردى و حذف بخش خصوصى و بسيارى از انحصارات دولتى را با موازين اسلامى قابل تطبيق نمىدانند با وجود اين بر اساس اختيارات دولت بر مبناى احكام حكومتى دست دولت را در پيشگيرى عواقب وخيمى كه اهداف دولت اسلامى را در رسيدن به عدالت اجتماعى به مخاطره مىافكند باز مىگذارند. برخى از سختگيريهاى اقتصادى و محدوديتهاى بخش خصوصى در دوران جنگ تحميلى در
[١] . رك: شيخ حر عاملى، وسائلالشيعه، ج ١٤، ص ١٢ (قال عيسى: الدنيا داء و العالم طبيب الدين فاذا رأيتم الطيب يجر الراء الى نفسه فانهموده و اعلموا انه غير ناصح غيره...).