فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٩ - مبحث نهم بحران دموكراسى اسلامى در جهان اسلام
امروز هم شكل مسخ شده آن به صورت ديكتاتورى اكثريت با انتقادهاى شديدى مواجه گرديده است.
مبحث نهم: بحران دموكراسى اسلامى در جهان اسلام
تجربه تلخ امپراطورى عثمانى كه بر دو اصل زور و فتوحات نظامى استقرار يافته بود چهره نامطلوبى از انديشه سياسى اسلام به تصوير كشيد كه براساس آن تئورى دموكراسى اسلامى سخت زير سؤال رفت و در نتيجه، اين نظريه در فرايند به استقلال رسيدن كشورهاى اسلامى پس از فروپاشى خلافت عثمانى نتوانست با تز دموكراسى غربى رقابت آزادى، داشته باشد.
لكن خط مشيهاى سياسى دولت عثمانى تنها عامل بوجود آمدن بحران دموكراسى اسلامى در رقابت با دموكراسى غربى در قرن بيستم نبود عوامل ديگرى نيز در بروز اين بحران مؤثر بود كه به دو مورد آن اشاره مىشود:
الف - حكومتهاى محلى در سراسر سرزمينهاى اسلامى در طول تاريخ كه به طور عرضى و همزمان با خلفا، حكم در پارهاى از اين سرزمينها مىراندند و يا در فترتهايى به شكل مجزا از حكومتهاى مركزى در اريكه قدرت بودند همواره با استفاده از روش سلطنت موروثى پايههاى قدرت خود را بر زور و ستم نهاده و با اسلامنمايى، پرده روى چهره نامشروع خود مىكشيدند.
اين وضعيت غالب و ممتد، موجب ذهنيت تاريخى مسلمانان و دور ماندن از دموكراسى اسلامى بود كه همواره آن را به صورت ايده آلى غير قابل دسترسى در اذهان جلوهگر مىنمود و دموكراسى اسلامى را تا كنج كتابخانهها و زاويه محافل علمى و لابهلاى كتب اسلامى عقب مىراند.
همانطور كه امام على (ع) پيشبينى نموده بود شعار حكومتها ايجاد هراس، و ابزار