فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١١ - مبحث پنجم ناسيوناليزم ايرانى
ج - مبارزه سياسى و خشن عباسيان با امويان، نقش مؤثرى در ابقا و ترويج زبان فارسى داشته است. بنابر گزارش مقريزى در «الخطط»، ابراهيم امام كه پايهگذار سلسله بنىعباس است به ابومسلم خراسانى نوشت: «كارى بكن كه يك نفر در ايران به عربى صحبت نكند و هركس را كه ديدى به عربى سخن مىگويد به قتل برسان». [١]
بىگمان اين دستور در رابطه با جنگ زبانها نبود، بلكه بدان جهت بوده است كه هر فارسى زبان عملاً از بنىاميه نژادپرست برائت مىجست و هر عربزبانى ممكن بود عاملى در خدمت سياست بنىاميه باشد.
د - نه همه ايرانيان فارسى زبان بودند و نه همه فارسى زبانان ايرانى محسوب مىشدند و حتى همه خصوصيات زبان فارسى از آن جمله خط، دوام نيافت و اين خود نشانه عدم رابطه علت و معلولى بين هويت ايرانى و زبان فارسى است.
ه - همچنان كه در مباحث گذشته نيز اشارت رفت، بيشتر دولتهاى حاكم و مقتدر در ايران كه مدعى هويت ايرانى بودند زبان بومى و قبيلهاى آنان فارسى نبوده است در حالى كه رواج زبان فارسى بيش از زبان اين حكومتها مانند صفويه و قاجاريه بوده است.
و - انعطافپذيرى زبان فارسى در برابر زبان عربى و اصالت فرهنگى و علمى آن كه در انتقال علوم به زبان عربى يكى از منابع مهم محسوب مىشد. بيش از هويت ايرانى در بقا و استمرار اين زبان مؤثر بوده است.
٧. جنبش صفويه : جنبش نظامى ايل صفويه كه به اقتدار دولت صفويه انجاميد و نيز مقاومت سياسى نظام صفوى در برابر عثمانيها يكى ديگر از مواردى است كه به عنوان شاهد تاريخى براى ناسيوناليزم ايرانى مطرح گرديده است؛ در حالى كه نه حركت نظامى ايل صفويه و نه مبارزات طولانى سلسله سلاطين صفوى در برابر امپراطوران عثمانى ريشه در هويت ايرانى نداشته و نشانى از ناسيوناليزم ايرانى ندارد.
گروه قزلباش كه عامل نظامى به قدرت رسيدن شاه اسمعيل صفوى در سال (٩٠٧ ه. ق) بود، تركيبى از مليتهاى مختلف بوده [٢] و تركان بكتاشى نيز كه رقيب قزلباش در
[١] . رك: شهيد مطهرى (ره)، پيشين، ص ١١٥.
[٢] . رك: يدالله شكرى، تاريخ عالم آراى صفوى، مقدمه، ص ١٩.