فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٠ - مبحث پنجم ناسيوناليزم ايرانى
خلافت، ابعاد جديدى به خود گرفت كه فراتر از تصميمگيرى مجلس تركيه بود و با مطرح شدن آينده خلافت دين سؤال فقهى بنابر مذهب سنى عنوان شد كه تكليف مسلمانانى كه با خليفه بيعت كردهاند چيست؟ به دنبال اين هيجان عمومى علماى بزرگ مصر چون شيخ محمد جيزاوى رئيس الازهر و شيخ محمد مصطفى مراغى رئيس محكمه عالى شرع مصر و دهها تن از فقها و علماى ديگر در سال ( [١] ٩ [٢] ٦) براى بحث درباره آينده خلافت گرد هم آمدند تا به سؤال فقهى فوق پاسخ دهند.١
قطعنامه اين نشست هرچند شامل مسائل مهم در زمينه خلافت بود لكن ضمن اعتراف به منتفى شدن موضوع آن براساس تصميم مجلس تركيه از پرداختن به مبانى نظرى خلافت و بعد معنوى و شرعى آن و استناد به وحى خوددارى مىكرد.
اين قطعنامه به عنصر تركى خلافت عثمانى عليرغم عرب بودن اعضاى كنگره توجهى ننمود و صرفاً از اين نقطه نظر خلافت را پايان يافته شمرد كه خليفه قدرت كافى دنيوى براى ادامه خلافت نداشته است و بر اين اساس هرگونه سوگند يا بيعت نسبت به وفادارى به خليفه اعتبار شرعى خود را از دست داده است.
قطعنامه با نوعى تساهل، مسائل شرعى خلافت را به اوضاع كشورهاى اسلامى كه تازه به استقلال رسيده بودند مرتبط دانسته و تصميمگيرى نهايى را موكول به استقرار اوضاع سياسى در كشورهاى اسلامى نموده بود و به اين ترتيب با نويد كنگره ديگر از درگيرى با سنت گرايان سنى كه سخت به خلافت و اعاده آن دل بسته بود پرهيز كرده و محتاطانه از كنار مشكل گذشته بود.٢
مبحث پنجم: ناسيوناليزم ايرانى
برخى از مورخان و نويسندگان عرب (سنى) معمولاً از نهضت تشيع و شعوبيت به عنوان
[١] . گزارش مفصل نتايج اين نشست در مجله نورالاسلام قاهره، مورخ شعبان ١٣٥٠، ص ٥٩٠-٥٩٤ تحت عنوان «قرار الهيئة العملية الدينيه بديار المصريه فى شأن الخلافه»، آمده است.
[٢] . رك: حميد عنايت، پيشين، ص ١١٤-١١٥.