منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣١٨ - الفصل الثاني
نمودن از اين سراى پر جفا كه مقدّر شده است در حق اهل او زوال و فنا، و بايد كه غالب نشود شما را در اين دنيا آرزوى نفس و هوا و بايد كه توهم ننمائيد در اين سرا در ازى مدت و طول بقا را.
پس قسم به خداوند كه اگر ناله كنيد شما مثل ناله كردن شتران حيران و سر گردان كه گم نماينده باشند بچه كان خود شان را، و بخوانيد خدا را بنوحه حزين مثل نوحه نمودن كبوتران، و تضرع نمائيد بخداوند مانند تضرع نمودن زاهدان نصارى و بيرون آييد از أموال و اولاد بجهة خدا در بلند شدن درجه نزد او سبحانه و تعالى، يا آمرزيدن گناهى كه شمرده باشد آن گناه را نامه اعمال و ضبط نموده باشد او را فرشتگان حضرت ذو الجلال هر آينه باشد اين جمله اندك در آنچه اميد مىدارم براى شما از ثواب دادن او و در آنچه مىترسم از براى شما از عقاب كردن او.
و سوگند به خدا كه اگر گداخته شود قلبهاى شما گداختنى از ترس الهى، و روان شود چشمهاى شما بجهت رغبت ثواب او و از جهت ترس از عذاب او بخون هاى دمادم پس از آن عمر نمائيد در دنيا مادامى كه دنيا باقيست جزا و مكافات نباشد عملهاى شما كه در اين مدت به عمل آوردهايد و اگر چه باقى نگذاريد چيزى از سعى و طاقت خود بنعمتهاى عظيمه او سبحانه، كه بشما انعام فرموده، و به هدايت و راهنمائى او بسوى ايمان كه در حق شما مرعى داشته:
يعنى اگر تا انقراض دنيا مشغول عمل صالح شويد و دقيقه فتور ننمائيد برابرى اين نعم عظيمه كه در حقّ شما التفات فرموده است نخواهد بود.
الفصل الثاني
منها في ذكر يوم النحر في صفة الاضحية و من تمام الاضحية استشراف اذنها، و سلامة عينها، فإذا سلمت الاذن و العين سلمت الاضحية و تمّت، و لو كانت عضباء القرن تجرّ رجلها إلى المنسك.