منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٠٧ - و من كلام له
امور دنيويه، پس أما متابعت هواى نفس پس باز مىدارد بنده را از راه حقّ و أما درازى اميد پس فراموش مىگرداند آخرت را آگاه باشيد كه دنياى فانى رو گردانيده است در حالتى كه شتابان است يا در حالتى كه مقطوع المنفعة است، آگاه باشيد كه آخرت رو آورده است و مر هر يكى را از دنيا و آخرت پسرانست، پس باشيد از فرزندان آن جهان تا داخل شويد در بهشت جاويدان، و نباشيد از فرزندان اين جهان تا معذب شويد بعذاب نيران، پس بدرستى كه هر فرزند ملحق مىشود به پدر خود فرداى قيامت، و بدرستى امروز كه روز زندگانيست روز عملست و حساب نيست، و فردا روز حسابست و عمل نيست، پس لازم است كه امروز كه روز عملست فرصت را غنيمت شمرده و در عمل كوشيد تا فردا كه روز حسابست فارغ البال از كوثر و سلسبيل آب نوشيد، و از سندس و استبرق لباس پوشيد، و اللّه العالم.
و من كلام له ٧
و هو الثالث و الاربعون من المختار في باب الخطب و قد أشار عليه «إليه خ ل» أصحابه بالاستعداد لحرب أهل الشّام بعد ارساله إلى معاوية لجرير بن عبد اللّه البجلي:
إنّ استعدادي لحرب أهل الشّام و جرير عندهم إغلاق للشّام، و صرف لأهله عن خير إن أرادوه، و لكن قد وقتّ لجرير وقتا لا يقيم بعده إلّا مخدوعا أو عاصيا، و الرّأي مع الأناة، فأرودوا و لا أكره لكم الاعداد، و لقد ضربت أنف هذا الأمر و عينه، و قلّبت ظهره و بطنه