منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٧ - اللغة
و كوشش، از كدام خانه بعد از خانه خودتان كه دار اسلامست مانع مىشويد، و با كدام امام بعد از من مقاتله مىكنيد، فريب داده شده بخدا سوگند آن كس است كه شما فريب داديد او را و كسى كه فايز شود بشما فايز مىشود بسهمى كه نوميدتر باشد از سهمهاى قمار و كسى كه تير اندازد با شما بدشمنان پس بتحقيق كه تير انداخته به تير شكسته بى پيكان.
قسم بخداوند كه گرديدم بمرتبه كه باور ندارم گفتار شما را، و طمع ندارم در يارى دادن شما، و نمىترسانم دشمن را با شما، چيست حال شما چيست دواى شما علاج ناخوشى شما، گروهى كه طرف مقابل شمايند مردانند مانند شما، آيا مىگوئيد گفتار بى اعتقاد، و غفلت مىورزيد بدون ورع، و طمع تفضيل داريد بدون استحقاق.
و من كلام له ٧ في معنى قتل عثمان
و هو الثلاثون من المختار في باب الخطب لو أمرت به لكنت قاتلا، أو نهيت عنه لكنت ناصرا، غير أنّ من نصره لا يستطيع أن يقول خذله من أنا خير منه، و من خذله لا يستطيع أن يقول نصره من هو خير مني، و أنا جامع لكم أمره، استأثر فأساء الأثرة، و جزعتم فأسأتم الجزع، و للّه حكم واقع في المستأثر و الجازع.
اللغة
(الاستيثار) بالشّيء الانفراد به و الاسم الاثرة بالتّحريك (و الجزع) الاضطراب و عدم الصّبر.