تقريرات آية الله المجدد الشيرازي - الآشتياني، الميرزا محمد حسن - الصفحة ٨٩ - الخامس الثمرة بين القول بالتكرار و كلّ من القولين الآخرين واضحة
سعه آوردن دو فرد يا ازيد از افراد آب متدرجا داشته باشد و عبد اوّلا قدحى از آب دريا آورد و مولى احتمال بدهد يا يقين داشته باشد كه عبد بعد از اين تا آخر زمان مقرّر قدحى ديگر از آب فرات مىآورد و خواهش او به آب فرات بيشتر است از آب دريا پس از اين جهت تأخير انداخت آشاميدن آب را يا آنكه اين احتمال هم نميداد يا آنكه غفلت كرد لكن بسبب مانع خارجي آبرا نخورد تا عبد قدح آب فرات آورد از باب اينكه فهميد اينكه ميل مولى باو بيشتر است و هنوز ميلش و خواهشش باقي است، پس شكى نيست كه گفته ميشود كه عبد در اين هنگام باز اطاعت و امتثال مولى كرده است و خواسته او را آورده است و صحيح نيست اينكه گفته شود در اين هنگام كه مولاى تو آب خواسته بود آوردى پس چرا ديگر بار اين آب را آوردى، بلكه استحقاق مدح و ثواب را دارد [١] بجهت آنكه ثواب موقوف نيست بر بقاء بعث و تحريك حتمي، بلكه كفايت ميكند در او بقاء بعض آثار او كه خواهش باشد، بلكه بنظر عرفان بايد ثواب در اين هنگام بيشتر باشد از صورتيكه هر گاه ابتداء فرد افضل را آورده بود بجهت آوردنش فرد افضل را در اين هنگام بسبب مجرد و صرف تحصيل محبوب مولى است با قدرت او بر ترك بجهت اينكه مفروض اينست كه استحقاق عقاب بفرد اوّل مرتفع است پس باكى ندارد عبد از ترك فرد افضل، پس آوردنش او را نيست) الاّ بجهت صرف تحصيل محبوب مولى، و اين كمال بندگى و اطاعت است (ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا في جنتك، بل وجدتك أهلا للعبادة فعبدتك) [١].
[١] اين بخلاف صورتي است كه آب بهتر را بعد از آشاميدن مولى آب اول را آورد پس در اين صورت آوردن او لغو است بجهت تحصيل غرض بفرد اول. لمحرّره عفا اللَّه عنه.
[١] بحار الأنوار: ٤١- ١٤- الباب: ١٠١- ذيل الحديث: ٤.