منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٢٥ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكور
ضيق مكان است.
«نطفة ثمّ علقة»
منصوب بودن نطفه و آنچه معطوف است بر آن يا بر سبيل حكايت است كه در قرآن مجيد واقع شده[١]، يا بر اضمار عامل است كه خلقتنى يا مانند آن باشد. و نطفه مأخوذ است از نطف به معنى صبّ كه عبارت از ريختن است. و علقه قطعه جامدهاى است از خون يعنى خون بسته شده، و آن اول صورتى است كه نطفه در رحم مستحيل به آن مىشود.
«ثمّ مضغة»
مضغه قطعهاى است از گوشت و آن در اصل به قدر يك مضغه است يعنى يك لقمه جاويده.
«ثمّ عظاما»
مراد به عظام بعض اجزاء علقه[٢] كه صلب شده است، و اتيان به آن به صيغه جمع به واسطه اختلاف هيئت عظام است در صلابت و نرمى و بزرگى و كوچكى و غير ذلك.
«ثمّ كسوت العظام لحما»
مراد به لحم يا لحمى است كه از مضغه باقى مانده باشد، يا آنكه لحم جديدى باشد كه خداى تعالى بر عظام پوشاند غير لحم باقى مانده از مضغه.
«ثمّ أنشأتنى خلقا آخر»
مراد به انشاء تمامى صورت بدن است و نفخ روح در آن. و اين كلام بلاغت انتظام از امام ٧ اشاره است به آنچه آيه كريمه متضمّن آنست كه قوله تعالى:
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ* ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ* ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ.
[١] سوره مؤمنون: ٢٣- آيه ١٢ تا ١٤.
[٢] در نسخه چاپى« بعض اجزاء مضغة» آمده و همان صحيح است و« علقه» را نسخه بدل قرار داده است.