منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٢٣ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكور
سعادت اخروى توان رسيد مگر يك سبب كه آن رحمت بينهايت توست كه از هيچ احدى فوت نمىشود و شامل حال جميع بندگان توست از مطيع و عاصى و صالح و طالح. و اين اشاره است به آنكه به سعادت اخروى بجز [با] رحمت بىنهايت و عنايت بىغايت تو نمىتوان رسيد.
«و تقطّعت عنّى عصم الآمال»
عصم- به كسر عين بىنقطه- جمع عصمت است، و تفسير آن از پيش رفت[١].
«ما ابوء به من معصيتك»
ابوء- به باء به يك نقطه و در آخر آن همزه- به معنى أقرّ و ارجع است.
«فتل عنّى عذار غدره»
فتل- به فاء و تاء به دو نقطه فوقانيّه- به معنى صرف است. و مراد به عذار- به كسر عين بىنقطه و بعد از آن ذال نقطه دار- چيزى است كه بر روى اسب مىافتد از لجام و ريسمان و غير آن. و كلام استعاره است، و مراد آنست كه: شيطان بعد از آنكه به حيله و غدر مراد خود را از من حاصل كرده است و مرا به گناه و عصيان انداخته، عنان خود را از من برگردانيده مرا واگذاشته است.
«و تلقّانى بكلمة كفره»
اين فقره اشاره است به آنچه حضرت عزّت در قرآن حكايت از شيطان نموده و فرموده است: إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ»[٢].
معنى آيه- و اللَّه أعلم- آنكه: بعد از آنكه شيطان بلعم باعور را به كفر انداخته و او را كافر ساخت او از شيطان مدد و يارى طلبيد پس در جواب او گفت كه: «من برى و بيزارم از تو و مرا با تو كارى نيست چرا كه من از پروردگار عالميان ترسانم و هراسان».
[١] ص ٣١٢.
[٢] سوره حشر: ٥٩- آيه ١٦:« آنگاه به انسان گفت: كافر شو. و چون كافر گشت، گفت: من از تو بيزارم».