منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٨٦ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكور
«و لا تختزل حوائجهم»
تختزل به صيغه مجهول است، و اختزال- به خاء نقطهدار و تاء به دو نقطه فوقانيّه و زاء نقطهدار- مراد به آن تعويق است.
«و اهوال المطّلع»
به تشديد طاء بىنقطه به صيغه مفعول، مراد امر آخرت است كه بعد از مردن، آدمى را اطلاع به آن بهم مىرسد و بر او ظاهر مىشود.
«و اغصّنى بريقى»
به غين نقطهدار و صاد بىنقطه مشدّده، مأخوذ است از غصّه كه به معنى شجى است، و شجى عبارت از چيزى در گلو بندشدن است مانند استخوان و غير آن. و «ريق» عبارت از آب دهن است. و اغصّنى بريقى كنايه است از كمال ترس و اضطراب، يعنى: مرا جبان گردانيده است از خوف و اضطراب كه قدرت بر آن ندارم كه آب دهن خود را فرو برم و بدرستى كه در گلو بند شده است آب دهن من.
«و يطلب روحه بالبيات و في آناء السّاعات»
بيات- به باء به يك نقطه و ياء به دو نقطه زيرين- وقت بيتوته است.
«كم من موبقة»
به باء به يك نقطه مكسوره و قاف، مراد گناهى است كه مهلك دين و خرابكننده آن باشد.
«و عظم في الصّحف»
مراد از صحف- به دو ضمّه- صحايف اعمال است.
«تنضج الاكباد و الكلى»
تنضج بر وزن تكرم- به ضاد نقطهدار و جيم- است.
و كلى- به ضم كاف- جمع كليه يا كلوه است.
«آه من نار نزاعة للشّوى»
نزع به معنى قلع و كندن است. و شوى- به فتح و قصر- اطراف را گويند از اعضاى آدمى مثل دست و پاى. يا جمع شواة- به ضمّ- است كه عبارت از پوست سر است، يعنى: آه از آن آتشى كه قلعكننده پوست سر است از روى شدت و سختى.
«آه من غمرة من لهبات لظى»
غمره- به غين نقطهدار و راء بىنقطه- چيزى است كه شامل چيزى شود به نوعى كه آن را مستور و پوشيده گرداند. و لهبات جمع لهب است- به سكونها و فتحها- كه عبارت از شعله زدن است. و لظى اسمى است از اسماء آتش، نعوذ باللَّه منها.