منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٥٤ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
و امّا اعتذارى كه درين باب گفتهاند كه سحر در آن حضرت به عنوان جنون تأثير نموده بود نيز عذر بدتر از گناه است، چه هر گاه سهو و نسيان و تأثير سحر و هذيان بر انبيا و أئمّه هدى كه خزنة سرّ اللَّهاند و حفظة حدود اللَّهاند جايز نيست و وقوع آن نسبت به معصوم روا نيست و منافى عصمت و از نقايص نبوت و امامت است، اتّصاف به جنون نيز به طريق اولى از نقايص بوده باشد، فافهم وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ.
و «الْخَنَّاسِ» مراد به خنّاس شيطان است كه هر گاه انسان ذكر پروردگار خود نمايد او فراهم آيد و منقبض شود و از اين كس دورى نمايد. و تفسير فاتحة الكتاب را در خاتمة الكتاب ذكر خواهيم كرد، ان شاء اللَّه تعالى وحده العزيز.
«لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» مراد به سنة فتور و سستى است كه قبل از خواب دست مىدهد. و تقديم سنه بر نوم- با آنكه قياس در نفى آنست كه ترقّى از اعلى به ادنى نمايند بر عكس اثبات، كه در آن ترقّى از ادنى به اعلى كنند- بنا بر آنست كه طبيعت سنه كه فتور و سستى است طبعا بر طبيعت خواب مقدم است؛ يا آنكه مراد به سنه حالتى است كه مركّب باشد از سنه و خواب، چنان كه بر حيوانات طارى مىشود؛ و مقصود نفى اين حالت مركّبه است.
مترجم گويد: «ببايد دانست كه بعضى از مفسّرين گفتهاند كه: سنه و نوم حالتى است واحده ممتده كه مبدأ آن اول استرخاء اعصاب دماغ است، يعنى سنه مقدمه خوابست، و مجموع سنه و نوم خوابى است تمام، و مقصود نفى اين