منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٥٥ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
مجموع است به ترتيب وجود، يعنى نفى آن چيزى كه اولش سنه است و آخرش نوم، پس سنه و نوم من حيث المجموع يك كلمه است از قبيل: الرّمّان حلو حامض كه به معنى مزّ است يعنى مىخوش. و اين وجه چنانچه مخفى نيست بقدر دور است زيرا كه حرف «لا» كه در ميان سنه و نوم در آمده است مساعده بر توجيه مذكور نمىكند. و بعضى ديگر در جواب اينكه اولى در نفى تقديم اقوى است گفتهاند كه: معنى اخذ، غلبه و تسلّط است؛ و نفى تسلّط ضعيف، به ذكر اولى است. و اين وجه نيز تكلّف است- و اللَّه أعلم بحقايق الأمور».
«وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما» يعنى ثقيل و سنگين نيست بر حضرت عزّت نگاه داشتن و محافظت نمودن آباء علوى و امّهات سفلى[١]. و «الطاغوت» طاغوت بر وزن «فلعوت» است مشتق از طغيان كه به معنى در گذشتن از حدّ و اندازه است، و در اصل «طغيوت» بوده كه لام الفعل آن را بر خلاف قاعده و قياس بر عين الفعل مقدم داشتهاند، بعد از آن قلب كردهاند «ياء» را به واسطه تخفيف به «الف».
و طاغوت را بر چند معنى اطلاق مىكنند: بر شيطان يا هر چه را پرستش نمايند كه غير معبود حقيقى باشد، يا هر چه باز دارد بنده را از عبادت حق- سبحانه و تعالى- چنانچه گفتهاند:
|
هر چه مانع آيدت از ياد دوست |
از على بشنو كه آن طاغوت اوست |
|
مترجم گويد: ببايد دانست كه بعضى طاغوت را بر كاهن و اصنام و كسى كه مانع باشد از عبادت اللَّه تعالى و رئيس و بزرگ اهل ضلال نيز اطلاق مىكنند- و اللَّه أعلم».
«لَا انْفِصامَ لَها» به معنى لا انقطاع لها است يعنى: او را انقطاعى نباشد. چه مراد به فصم، قطع است.
«ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ» به معنى استولى است يعنى: مستولى شد بر
[١] يعنى افلاك آسمانى و عناصر اربعه.