منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٥٣ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
سحر گرهى چند بر ريسمانهاى الوان مىزنند و بر آن عقدها دم مىدمند.
و ببايد دانست كه اعتقاد فرقه ناجيه اماميّه- أنار اللَّه براهينهم الجليّة- آنست كه سحر و جادو در حضرت پيغمبر ما و ساير انبيا و أئمّه هدى- عليه و عليهم صلوات اللَّه الملك الأعلى- مؤثّر نبوده و ضرر ايشان نمىكرده، و اينكه حضرت عزّت درين سوره مباركه امر به استعاذه نمودن حضرت رسالت ٦ از ساحران نفوس كرده دلالت بر آن ندارد كه سحر تأثير در آن حضرت كرده باشد، و اين از قبيل قول خداى تعالى است كه حكايت از احوال انبياى سابق به عنوان دعا فرموده كه:
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا[١]، يعنى: «اى پروردگار ما مگير ما را به عقوبت آن اگر فراموش كرديم فعلى از طاعات را، يا خطا كرديم و بدون قصد مرتكب مناهى شديم». چه همچنانچه قول مذكور دلالت بر وقوع نسيان و خطائى كه منافى نبوت است نمىكند، امر به استعاذه مذكوره نيز دلالت بر وقوع تأثير سحر و جادو بر حضرت رسالت ٦ نمىكند.
و امّا آنچه علماى مخالفين مثل مسلم و بخارى در كتب حديث خود نقل كردهاند كه سحر در حضرت رسالت ٦ به مرتبهاى تأثير كرده بود كه آن حضرت را گمان آن مىشد كه فعلى از جناب ايشان صدور يافته است و اصلا فعلى از ايشان صادر نشده بود از جمله اكاذيب و مفتريات و اباطيل و واهيات آن قوم است، و هر كه اندك از علم بهره داشته باشد داند كه از اين مقوله سخنان را خرافات مىگويند كه هيچ عاقلى قائل به آن نمىشود، زيرا كه بر تقديرى كه آنچه در باب تأثير سحر مىگويند واقعى باشد و صحّتى داشته باشد لازم مىآيد كه طعن كفّار كه مىگفتند: إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً*[٢]، صادق باشد، يعنى «شما پيروى نمىكنيد مگر مرد مسحور را» يعنى سحر كرده شده را[٣].
[١] سوره بقره: ٢- آيه ٢٨٦.
[٢] سوره اسراء: ١٧- آيه ٤٧.
[٣] مرحوم علامه طباطبائى فرموده: اين اشكال وارد نيست، زيرا منظور مشركين از اينكه آن جناب را مسحور بخوانند اين بوده كه آن جناب بىعقل و ديوانه است، آيه شريفه هم اين معنا را رد مىكند، و اما تأثير سحر به اينكه مرضى در بدن آن جناب پديد آيد و يا اثر ديگرى نظير آن را داشته باشد، هيچ دليلى بر مصونيت آن جناب از چنين تأثيرى در دست نيست، و در« مجمع» روايت كرده كه بسيار مىشد كه رسول خدا٦ حسن و حسين را با اين دو سوره تعويذ مىكرد.