جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢١ - غزل ٤٢١ سالها پيروى مذهب رندان كردم
الحِرْصَ مِنْ قَلْبِهِ وَعَصى هَواهُ ...»
[١]: (بهترين مردم كسى است كه حرص و آز را از دلش بيرون نموده و از هوا و هوسش نافرمانى كند ...- نيز:
٢٩٣٢
«طاعَةُ الحِرْصِ تُفْسِدُ اليَقينَ.»
[٢]: (پيروى حرص و آز، يقين [انسان] را تباه مى سازد.- همچنين:
٢٩٣٣
«عَلَى الشَّكِّ وَقِلَّةِ الثِّقَةِ بِاللَّهِ مَبْنى الحِرْصِ وَالشُّحِّ.»
[٣]: (ريشه و پايه حرص و بخل، بر شكّ و كم اطمينانى به خدا استوار است.)
|
من به سر منزل عنقا، نه به خود بردم راه |
قطع اين مرحله با مرغ سليمان كردم |
|
اى دوستان! اگر به مقام احديّت ولا اسمى و لا رسمى و به اصطلاح «سيمرغ» و بى نشانى راه يافتم، به راهنمايى استاد كامل بود. اين منزلت و كمال را خودسرانه نيافتم؛ كه علىّ ٧ فرمود:
٢٩٣٤
«جاوِرِ العُلَمآءَ، تَسْتَبْصِرْ.»
[٤]: (با علما [ى باللَّه] همنشينى نما، تا بينا گردى.- نيز:
٢٩٣٥
«أشْفَقُ النّاسِ عَلَيْكَ، أعْوَنُهُمْ لَكَ عَلى صَلاحِ نَفْسِكَ، وَأنْصَحُهُمْ لَكَ فى دينِكَ.»
[٥]: (مهربانترين مردم بر تو، كسى است كه بيشتر از همه تو را بر صلاح نَفْست يارى نموده و نسبت به دينت خيرخواه باشد.- همچنين:
٢٩٣٦
«مَنْ أمَرَكَ بِإصْلاحِ نَفْسِكَ، فَهُوَ أحَقُّ مَنْ تُطيعُهُ.»
[٦]: (آن كه تو را به اصلاح نَفْست امر مى كند، سزاوارترين كسى است كه بايد از او پيروى و اطاعت كنى.- به گفته خواجه در جايى:
|
از آستان پير مغان سر چرا كشم؟ |
دولت در اين سرا و گشايش در اين دراست[٧] |
|
و نيز در جاى ديگر:
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الحرص، ص ٦١.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الحرص، ص ٦٢.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الحرص، ص ٦٢.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٨.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب النّصيحة، ص ٣٨١.
[٦] - غرر و درر موضوعى، باب النّصيحة، ص ٣٨٢.
[٧] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٤، ص ٦٧.