جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٤٠ - غزل ٤٣٨ ما بر آريم شبى دست و دعايى بكنيم
بلى، هوا و هوسهاى نفسانى است كه مانع از پيشرفت سالك، و حجاب جمال جانان مى گردد؛ كه:
٣٠٣٢
«ألْهَوى يُردى.»
[١]: (هوا و هوس [انسان را] نابود مى كند.- نيز:
٣٠٣٣
«مَنْ وافَقَ هَواهُ، خالَفَ رُشْدَهُ.»
[٢]: (هركس با خواهش نفسانى خود موافقت كند، با رشد و هدايت خويش مخالفت نموده.- همچنين:
٣٠٣٤
«فى طاعَةِ النَّفْسِ غَيُّها.»
[٣]: (گمراهى نَفْس، در پيروى از اوست.- يا اينكه:
٣٠٣٥
«مَنْ وَثِقَ بِنَفْسِهِ، خانَتْهُ.»
[٤]: (هركس به نَفْس خويش اعتماد كند، به او خيانت نموده.).
اين مانع و حجاب را بايد با جهاد اكبر برداشت؛ كه: رَسول اللَّه ٦ فرمود:
٣٠٣٦
«مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الجِهادَ الأصْغَرَ، وَبَقِىَ عَلَيْهِمُ الجِهادُ الأكْبَرُ!»
: (آفرين بر گروهى كه جهاد و كارزار كوچك را به انجام رساندند، ولى جهاد بزرگ بر آنان باقى مانده!) عرض شد:
«يا رَسُولَ اللَّهِ! مَا الجِهادُ الأكْبَرُ؟»
: (اى رسول خدا! جهاد بزرگ چيست؟) فرمود:
«جِهادُ النَّفْسِ.»
[٥]: (جهاد با نَفْس.- نيز:
٣٠٣٧
«رَدْعُ النَّفْسِ وَجِهادُها عَنْ أهْوِيتِها يَرْفَعُ الدَّرَجاتِ وَيُضاعِفُ الحَسَناتِ.»
[٦]: (كارزار و جهاد و باز داشتن نَفْس از خواسته ها و هواهايش، درجات [انسان] را بالا برده و حسنات و خوبيهايش را دو چندان مى كند.).
٥- خواجه هم مى خواهد در اين بيت به علّت محروميّت خود از ديدار محبوب و چاره جويى آن اشاره كند. مىگويد: از بس هواپرستى كردى، ديگر سينهات بتكده شده و جايى براى آمدن محبوب نگذاشتهاى، بيا و با توجّه و آه و ناله اى دست به دامن دوست زن و بگو:
٣٠٣٨
«إلهى! إلَيْكَ أشْكُو نَفْساً بِالسُّوء أمّارَةً، وَإلَى الخَطيئَةِ مُبادِرَةً، وَبِمَعاصيكَ مُولِعَةً، وَلسِخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً، تَسْلُكُ بىمَسالِكَ المَهالِكِ، وَتَجْعَلُنى عِنْدَكَ أهْوَنَ هالِكٍ، كَثيرَةَ العِلَلِ
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الهوى، ص ٤٢٤.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الهوى، ص ٤٢٨.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب النّفس، ص ٣٩٠.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب النّفس، ص ٣٩١.
[٥] - وسائل الشّيعه، ج ١١، ص ١٢٢، باب ١، روايت ١.
[٦] - غرر و درر موضوعى، باب الهوى، ص ٤٢٧.