جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥ - غزل ٤٢١ سالها پيروى مذهب رندان كردم
حضرت دوست در گفتار خود مى فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا»[١]: (براستى كسانى كه ايمان آورده و اعمال شايسته انجام دادند، بهشتهاى فردوس جايگاه [و يا: روزىِ آماده] آنان خواهد بود.- نيز مى فرمايد:
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ»[٢]: (بدرستى كه مؤمنان رستگار شدند.) تا اينكه بعد از شمردن شش صفت از صفات ايشان مى گويد: «أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ، الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ، هُمْ فِيها خالِدُونَ»[٣]: (ايشانند ارث برندگان، كسانى كه فردوس را به ارث برده، و در آنجا جاودان خواهند بود.) «جنّت فردوس» جاى كسانى است كه از ايمان خالص و عمل صالح بهره داشته باشند و از هر شرك جلىّ و خفىّ مبرّا، و داراى صفات پسنديده باشند.
و ممكن است مراد خواجه از «ميخانه»، اولياى الهى محمّد و آلش :، و يا اساتيد كامل باشند، كه محلّ تجلّىِ تامّ پروردگارند، و بخواهد بگويد: اگرچه دربانى و خاكسارى به پيشگاه اين بزرگواران اثر تمام در رسيدن من به مقصود در اين عالم و به جنّت فردوس در عالم ديگر، كه جايگاه آنان است، دارد؛ ولى اساس كارم همان لطف ازلى مى باشد كه شاملم گرديد و از «وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ: أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟»[٤]: (و آنان را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟!) «بَلى، شَهِدْنا»[٥] گفتم. به گفته خواجه در جايى:
|
هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند |
و آن كه اين كار ندانست، در انكار بماند |
|
|
جز دلم كو ز ازل تابه ابدعاشق اوست |
جاودان كس نشنيدم كه در اين كار بماند[٦] |
|
[١] - كهف: ١٠٧.
[٢] - مؤمنون: ١.
[٣] - مؤمنون: ١٠ و ١١.
[٤] ( ٤، ٥) اعراف: ١٧٢.
[٥] ( ٤، ٥) اعراف: ١٧٢.
[٦] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٦٣، ص ٢١٠.