جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣٢ - غزل ٤٣٧ گر من از سرزنش مدعيان انديشم
|
زهدِ رندان نو آموخته راهى بد نيست |
من كه بد نام جهانم، چه صلاح انديشم؟ |
|
آنان كه در قدم ابتدايى سلوكند، اگر زهدى كه قبل از سلوك داشته اند صورتاً ادامه دهند، بد نيست، چون مى توانند به اين طريق از سخن بدگويان محفوظ بمانند و به سير خويش ادامه دهند؛ امّا منى را كه در جهان به بدنامى و عاشقى بر خلاف طريقه زهّاد شهرت يافتهام، با صلاح انديشى چه كار؟
|
صلاح كار كجا و من خراب كجا؟ |
ببين تفاوت راه از كجاست تا به كجا |
|
|
چه نسبت است به رندى، صلاح و تقوى را |
سماع وعظ كجا، نغمه رباب كجا؟[١] |
|
و نيز در جايى مى گويد:
|
من و صلاح و سلامت! كس اين گمان نبرد |
كه كس به رند خرابات، ظنِّ آن نبرد[٢] |
|
لذا مى گويد:
|
شاهِ شوريده سرانْ خوان، من بىسامان را |
ز آنكه در كم خردى، از همه عالم بيشم |
|
محافظه كارى، كار عاقلان است، نه منى كه در عشق دوست به ديوانگى و بى خردى از همه عالم پيشى و برترى گرفتهام. مرا شاه شوريده سران و بىسامانان خوانيد، و از من طريقه عاقلان نخواهيد كه جز قرب و انس دوست را نمى دانم.
ممكن است اين بيت اشاره به كلام الهى باشد كه مى فرمايد: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ، فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها، وَ أَشْفَقْنَ مِنْها، وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ، إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥، ص ٤١.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٤٨، ص ٢٠١.