جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣ - مقدمه نفش دعا در راه رسيدن به كمال از ديدگاه خواجه
مقدّمه نفش دعا در راه رسيدن به كمال از ديدگاه خواجه
قرآن شريف و احاديث نسبت به اهميّت دعا بياناتى دارند، بهترين كلام جهت اهميّت آن، همان دعاهايى است كه در قرآن شريف وارد شده يا از معصومين : مأثور است. غرض ما از اين مقدّمه، ذكر ابياتى است از خواجه نسبت به اهميّت دعا.
حقيقت «دعا»، همان عنايت به فقر ذاتى خويش و غناى مطلق ذات ربوبى داشتن است و او را در همه لحظات و انفاس و امور مورد توجّه قرار دادن و با زبان خواندن مى باشد. تمام موجودات و اشياء، خداوند را به حساب يافتِ فقر ذاتى خود و غناى مطلق حقّ سبحانه به لسان تكوين و غير تكوين مى خوانند، امّا بشر تشريعاً مأموريّت دارد علاوه بر آن به لسان ظاهر هم او را بخواند.
حال ببينيم خواجه چه دعايى را به حسب ظاهر مورد توجّه خود قرار داده و چه حوائجى را از محبوب خويش مى طلبد؟ مىگويد:
|
١- مىكند حافظ دعايى، بشنو و آمين بگو: |
روزىِ ما باد، لعلِ شكّر افشان شما[١] |
|
|
٢- به خدا كه جرعه اى ده تو، به حافظِ سحرخيز |
كه دعاى صبحگاهى اثرى دهد شما را[٢] |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢، ص ٣٩.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١١، ص ٤٦.